امیر حیدری – دیدگاه نیوز / گاهی فاصله میان یک تیتر بزرگ و واقعیت کوچک زیر آن، آنقدر زیاد است که خودش تبدیل به یک خبر میشود. ماجرای جاده میانبر اهواز ـ مسجدسلیمان دقیقاً یکی از همین موارد است؛ پروژهای که سالهاست نامش در اخبار، جلسات، وعدهها و پیگیریها تکرار میشود، اما مردم همچنان با همان مسیر قدیمی و نگرانیهای همیشگی آن دستوپنجه نرم میکنند.
چند هفته پیش، بنری در مسجدسلیمان نصب شد با یک جمله بزرگ و امیدوارکننده: «تمام شد». برای مردمی که سالها منتظر تعیین تکلیف جاده میانبر بودند، دیدن چنین عبارتی میتوانست خبر پایان یک انتظار طولانی باشد؛ اما وقتی به نوشته کوچکتر زیر این تیتر نگاه میکردی، ماجرا شکل دیگری پیدا میکرد: منظور از «تمام شد»، پایان صدور مجوز عملیات احداث جاده میانبر بود.
طبیعی است که صدور مجوز یک مرحله مهم در مسیر اجرای یک پروژه عمرانی باشد و نمیتوان اهمیت آن را نادیده گرفت؛ اما برای مردمی که سالهاست درباره جاده میانبر اهواز ـ مسجد سلیمان میشنوند، «تمام شدن» زمانی معنا پیدا میکند که ماشینآلات در مسیر مستقر شوند، عملیات اجرایی پیش برود و در نهایت جادهای ایمن و قابل استفاده در اختیار مردم قرار گیرد؛ نه اینکه صرفاً یک مرحله اداری پایان یافته باشد.
مردم سالهاست در انتظار جادهاند، نه خبرهای تکراری
مشکل دقیقاً همینجاست. مسئله مردم فقط گرفتن مجوز نیست. مسئله، فاصلهای است که میان «تصمیم» و «اجرا» وجود دارد؛ فاصلهای که گاهی آنقدر طولانی میشود که مردم حتی فراموش میکنند پروژه قرار بوده چه زمانی به نتیجه برسد.
سالهاست درباره ضرورت احداث جاده میانبر اهواز ـ مسجدسلیمان صحبت میشود. بارها درباره وضعیت مسیر فعلی، خطرات آن، ضرورت بهبود راه ارتباطی و اهمیت این پروژه برای مردم منطقه گزارش منتشر شده است. حتی در گزارشهای پیشین دیدگاه نیوز نیز حوادث این محور بارها مورد توجه قرار گرفته است.
اما آنچه بیش از هر چیز آزاردهنده است، تکرار یک چرخه آشناست؛ مطالبه مردم، پیگیری مسئولان، انتشار خبر، ایجاد امید، گذشت زمان و دوباره یک حادثه و بعد از حادثه، باز هم همه چیز از نو شروع میشود.
هر بار یک تصادف، یک خانواده داغدار و دوباره یک سؤال
همین چند روز پیش نیز خبر تلخ فوت یک جوان در همین جاده منتشر شد. یک جوان دیگر. یک خانواده دیگر. یک صندلی خالی دیگر در خانهای که شاید تا همین چند روز قبل، هیچکس تصور نمیکرد قرار است چنین داغی را تجربه کند.
اینجاست که موضوع جاده میانبر دیگر فقط یک پروژه عمرانی یا یک مطالبه شهری و منطقهای نیست؛ موضوع مستقیماً با امنیت و جان مردم ارتباط پیدا میکند.
البته روشن است که وقوع هر تصادف دلایل مختلفی دارد و نمیتوان همه حوادث را صرفاً به وضعیت جاده نسبت داد؛ اما وقتی یک محور بارها محل وقوع حوادث میشود و سالهاست درباره ضرورت بهبود وضعیت آن صحبت میشود، نمیتوان نسبت به تداوم این وضعیت بیتفاوت بود.
مردم حق دارند بپرسند اگر جاده میانبر قرار است بخشی از مشکلات این مسیر را کاهش دهد، چرا اجرای آن اینقدر طولانی شده است؟ چرا سالها باید درباره ضرورت آن صحبت شود؟ چرا هر بار که موضوع دوباره مطرح میشود، مردم باید امیدوار شوند که «این بار دیگر کار تمام است»، اما باز هم در مرحلهای دیگر متوقف بماند؟
«تمام شد». اگر واقعاً تمام شده، پس مرحله بعد کجاست؟
اینجا یک مطالبه ساده وجود دارد. اگر مجوز صادر شده و این مرحله تمام شده است، بسیار خوب؛ حالا مردم میخواهند بدانند مرحله بعدی چیست؟ زمان آغاز عملیات اجرایی چه زمانی است؟ برنامه پروژه چیست؟ اعتبار مورد نیاز چقدر است؟ چه میزان اعتبار تأمین شده است؟ پیمانکار و مجری پروژه چه زمانی وارد عملیات میشوند؟ و مهمتر از همه، تاریخ تقریبی بهرهبرداری از جاده چه زمانی خواهد بود؟
این پرسشها نه سیاسی است و نه عجیب. وقتی یک پروژه عمومی سالهاست مورد مطالبه مردم قرار دارد، اطلاعرسانی شفاف درباره مراحل آن کمترین انتظاری است که میتوان داشت.
مردم نمیخواهند با یک تیتر بزرگ، چند روز خوشحال شوند و بعد دوباره منتظر خبر بعدی بمانند. مردم نتیجه میخواهند.
جادهای که سالهاست روی کاغذ جلو میرود
یکی از تلخترین بخشهای ماجرا همین است که گاهی در افکار عمومی این احساس شکل میگیرد که پروژهها بیشتر از آنکه روی زمین جلو بروند، در خبرها و جلسات جلو میروند. یک روز خبر پیگیری منتشر میشود. یک روز خبر اختصاص اعتبار. روز دیگر خبر موافقت. بعد خبر رفع مانع. بعد خبر صدور مجوز. و بعد شاید دوباره خبری درباره مرحلهای دیگر.
اما چیزی که مردم میخواهند ببینند، آسفالتی است که زیر چرخ خودروهایشان قرار بگیرد؛ جادهای که خانوادهها با خیال آسودهتری از آن عبور کنند و مسیر ارتباطی امنتری برای منطقه ایجاد شود.
خبر خوب برای مردم مسجد سلیمان و اهواز، خبر صدور یک مجوز دیگر نیست؛ خبر آغاز عملیات اجرایی و سپس تکمیل جاده است.
دیگر با کلمه «تمام شد» نمیشود مطالبه مردم را تمام کرد
بنر «تمام شد» شاید از نگاه تبلیغاتی بتواند حس مثبتی ایجاد کند، اما از نگاه مردم یک سوال بزرگتر ایجاد میکند: اگر تمام شده، چرا هنوز جادهای ساخته نشده است؟
اگر منظور از تمام شدن، تمام شدن یک مرحله اداری است، بهتر بود همین موضوع با صراحت بیان میشد تا مردم بدانند هنوز چه مراحلی باقی مانده است.
شفافیت دقیقاً همینجاست؛ اینکه به مردم گفته شود کدام مرحله تمام شده، کدام مرحله باقی مانده و برای رسیدن به پایان واقعی پروژه چقدر زمان لازم است.
چون وقتی یک پروژه سالها در انتظار است، مردم دیگر با یک عبارت کلی قانع نمیشوند. آنها حق دارند جزئیات را بدانند.
این بار باید «جاده» تمام شود، نه فقط روی کاغذ
واقعیت این است که مردم مسجدسلیمان و شهرهای اطراف، از مسئولان انتظار معجزه ندارند. آنها فقط میخواهند یک پروژه مهم که سالهاست درباره آن صحبت میشود، از مرحله وعده و خبر و مجوز عبور کند و وارد مرحله اجرای واقعی شود.
مسئولان، نمایندگان، مدیران و دستگاههای متولی اگر توانستهاند مجوز را بگیرند، حالا باید همین مطالبه را تا مرحله اجرا و تکمیل دنبال کنند. چون گرفتن مجوز پایان مطالبه مردم نیست؛ شروع یک مسئولیت است.
و اگر امروز یک جوان دیگر در همین محور جان خود را از دست داده، این حادثه باید یک بار دیگر اهمیت تعیین تکلیف جاده را به همه یادآوری کند؛ نه اینکه بعد از چند روز، خبر حادثه هم مثل دهها خبر دیگر به بایگانی برود و جاده دوباره فراموش شود. این مطالبه قرار نیست با یک بنر تمام شود. با یک خبر تمام نمیشود. با یک جلسه تمام نمیشود و حتی با صدور مجوز هم تمام نمیشود.
این مطالبه زمانی تمام میشود که جاده ساخته شود و مردم بتوانند با امنیت بیشتری از آن عبور کنند. تا آن روز، پرسش مردم همچنان پابرجاست:
جاده میانبر اهواز ـ مسجدسلیمان دقیقاً چه زمانی از روی کاغذ به روی زمین میآید؟ مردم دیگر «تمام شد» را روی بنر نمیخواهند؛ میخواهند یک روز خبر واقعی پایان انتظارشان را بشنوند: «جاده میانبر اهواز ـ مسجدسلیمان به بهرهبرداری رسید.»
نظر شما در مورد این مطلب چیست؟ نظرات خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید. 👇

بدون نظر! اولین نفر باشید