گفتوگوی اختصاصی دیدگاهنیوز با مهنوش دینمحمدی؛ نویسندهای که از دل کلمات، جهانی تازه میسازد.

بخش اول: معرفی و جهانبینی
دیدگاهنیوز: لطفاً خودتان را به عنوان یک نویسنده، یک زن و یک جوانِ امروزی، به صورت کامل به مخاطبان ما معرفی کنید؛ از سبکِ نوشتنتان بگیرید تا جهانبینیتان و آرزوهایی که برای قلمتان دارید؟
مهنوش دینمحمدی: من مهنوش دینمحمدی هستم، لیسانس مشاوره، اما همیشه در مقامِ پژوهشگر بودهام. عاشقِ عرفان شرقی و شیفتهی زیبایی و هنر. پدر و مادرم تهرانیاند و خودم در کرج به دنیا آمدم. از ۹ سالگی نوشتن را شروع کردم؛ ترانه، داستان و بعدها فیلمنامه. در ۱۸ سالگی اولین فیلمنامهی سریالیام را نوشتم، یک ماجرای طنز ۷۰۰ صفحهای، و سال ۹۸ اولین فیلمنامهی سینماییام ساخته شد که متأسفانه تا امروز اکران نشده. بعد از آن و یکسری بدقولیهای مالی، از دنیای سینما فاصله گرفتم.
اولین کتابم مجموعهترانههایم با نام «آوای دختر آفتاب» بود. دومین کتابم، مجموعهی دو جلدی «شاهزادهی قلمروی نور»، دربارهی قوانین بنیادین هستی و کوانتوم است؛ ترکیبی از معنا، عرفان، سیروسلوک و اسرار ماورا. سومین کتابم رمان «فرنگیس و پادشاه» است که به نظرم داستانی پرکشش و ماندگار دارد. پیشنهاد میکنم برای تلطیف روحیه حتماً بخوانیدش. کتابهای «زمستان آن سال» و «اردیبهشت» هنوز به چاپ نرسیدهاند و عجلهای هم برای چاپشان ندارم.
در پاسخ به آرزوهای قلمام: کتاب «شاهزادهی قلمروی نور» شایستگیِ ترجمه به زبانهای مختلف را دارد و انیمیشنِ «فرنگیس و پادشاه» روزی ساخته خواهد شد. اینها رویا نیست، پیشبینیِ من است.
دیدگاهنیوز: در دنیای امروز که سرعت حرف اول را میزند، چه شد که به سمت نوشتن کشیده شدید؟ نقطهی شروع این عشق کجا بود؟
مهنوش دینمحمدی: برای من کلمات مثل پرندگانیاند که به دیوارهی قلبم میکوبند و تنها راه آزادیشان نوشتن است. این ماجرا از ۸-۹ سالگی برایم ملموس بود و هنوز هم ادامه دارد.
دیدگاهنیوز: اگر بخواهید یک کتاب، یک فیلم یا یک آدم خاص را مسئول شکلگیری نگاه نویسندهگیتان بدانید، آن یکی کیست و چرا؟
مهنوش دینمحمدی: این یک احساس درونی است، نوعی پناه بردن از دنیای ماشینی به جهان معنا. شاید در طول مسیر اتفاقاتی مثل چراغ راه بودند، اما نمیشود گفت از کسی یا چیزی خاص الهام گرفتم. این احساسات از درونم میجوشید و از رویاهای واضحم. اما اگر بخواهم از شخصیتهای تأثیرگذار بگویم، بیشک از مولانا یاد میکنم و در زمینهی رمان و داستان، از شاهنامهی فردوسی به خاطر آن بُعد از قدرت در جریحهدار کردن احساس مخاطب.
دیدگاهنیوز: چقدر از شخصیتهای داستانهایتان، تکههای پنهان وجود خودتان هستند و چقدر زاییدهی تخیل محض؟
مهنوش دینمحمدی: همیشه از این سوال میترسیدم! مثلاً شخصیت «آلیشا» در «فرنگیس و پادشاه» چقدر وحشتناک است؛ اصلاً نمیدانم چطور چنین شخصیتی را ترسیم کردم. شخصیت «وارونا» در «شاهزادهی قلمروی نور» همان زن خردمند و میانسالیست که درونم زندگی میکند و هر مفهوم عمیقی که دربارهی قوانین جهان دریافتم، تا حد زیادی از تأثیر حضور اوست. در «زمستان آن سال» زلالتر از همیشهام و در «اردیبهشت» تمام حرفهایی که سالها نزدم را روی کاغذ آوردم. امیدوارم مورد توجه قرار گیرد.
بخش دوم: چالشهای نویسندگی در جوانی
دیدگاهنیوز: یکی از معروفترین جملات در مورد نویسندگی این است که «نویسنده کسی است که حرفی برای گفتن دارد». به نظر شما نسل جوان امروز چه حرفِ تازهای برای گفتن دارد؟
مهنوش دینمحمدی: نسل جوان باهوش است! اجازه نمیدهد تبلیغات او را مانند ربات برنامهریزی کند، دستکاریهای ذهنی را متوجه میشود و نمیگذارد صحنهی گرایشات از او بازی بگیرد. نسل جوان بیچونوچرا نمیپذیرد و در مقابل بسیاری از عادتها علامت سؤال بزرگی میگذارد. زیر بار زور نمیرود، شهود قویای دارد و انگار از پیش بازی را بلد است.
دیدگاهنیوز: نویسندگی در ایرانِ امروز، با فضای مجازی و هجوم محتوای کوتاه، چه سختیها و فرصتهایی پیش روی شما گذاشته است؟
مهنوش دینمحمدی: حواس همه را پرت کرده! بعید میدانم کسی حوصله کند متنی ۱۰ خطی را در اینستاگرام بخواند. بدون شک فضای مجازی امکانات فوقالعادهای در اختیارمان گذاشته، اما آستانهی صبر و حوصلهی مخاطب را به شدت کاهش داده.
دیدگاهنیوز: تا به حال پیش آمده که به خاطر سنوسالتان، کسی شما را جدی نگیرد؟
مهنوش دینمحمدی: به دفعات بیشمار! بهخصوص در فضای سینما و فیلمنامهنویسی. اما همهی ما به دلیل جبر جامعه و جغرافیا، آنقدر با همهچیز کنار آمدیم که آرنجمان بارها به دیوار ساییده شده.
بخش سوم: نگاه زنانه یا نگاه انسانی؟
دیدگاهنیوز: برخی معتقدند نویسندگی زنانه در ایران صدای خاصی دارد که بیشتر به «احساس» نزدیک است تا «روایت». شما با این تفکیک موافقید؟
مهنوش دینمحمدی: خود احساس هم یکجور روایت است. قلم زنانِ خاص (نه همه) عبور نمیکند بلکه رخنه میکند، انگار شربتی شفابخش از درونشان میجوشد. آنها درمانگرند، الهامبخشاند، کیمیاگرند.
دیدگاهنیوز: پرداختن به دغدغههای زنانه در داستانهایتان تا چه حد اولویت دارد؟
مهنوش دینمحمدی: تفکیک جنسیتی را دوست ندارم. مایلم انسانیت را اولویت قرار دهیم، چون در یک جامعهی سالم نیازی به یارکشی و تاختن به گروهی خاص نیست. در «زمستان آن سال» بارها به قدرت زنان اشاره کردم، اما این یادآوری در حکم تاختن به قشر دیگری نبود.
دیدگاهنیوز: چطور از کلیشههای تکراری دربارهی «نوشتن زنانه» فرار میکنید؟
مهنوش دینمحمدی: من ذاتاً میانگرا هستم، حتی اگر بخواهم نمیتوانم خیلی رمانتیک باشم چون سرشتم اینگونه نیست. کهنالگوی خالق در من تأثیر پررنگی دارد، اما آرکتایپ جنگجو نیز پابهپای او میآید. برای همین در «فرنگیس و پادشاه» وقتی داستان به سمت عاشقانهی غلیظ میرود، خط عوض میکند و حماسی میشود.
بخش چهارم: آینده و جهانبینی
دیدگاهنیوز: نگاهتان به ادبیات ده سال آینده چیست؟
مهنوش دینمحمدی: فکر میکنم چنددستگی ایجاد شود. شاید آموختن اولویت نباشد و مخاطب بیشتر جویای احساس و رضایت روانی باشد. راستش را بخواهید دیدگاه چندان مثبتی ندارم، بگذریم.
دیدگاهنیوز: اگر یک آرزوی بزرگ در حوزهی ادبیات داشته باشید که بتوانید تغییر دهید، چه چیزی را انتخاب میکنید؟
مهنوش دینمحمدی: نمیدانم، تا به حال به آن فکر نکردهام.
دیدگاهنیوز: تعریف شما از «خوشذوقیِ» یک نویسنده چیست؟
مهنوش دینمحمدی: ذوق یعنی نوآوری! یعنی چیزی به من ببخشی که هیچکس دیگری نبخشیده، حرفی بزنی که هیچکس دیگری نگفته، راهی نشان بدهی که هیچکس روی نقشهای ندیده. خوشذوقی یعنی دعوت کردن مخاطب به مهمانی و میزبانی به روش منحصربهفرد خودت. میزبانی یعنی پلی از جهان تو به سوی جهانی که من خلقش کردهام.
بخش پنجم: پشت صحنهی زندگی
دیدگاهنیوز: برنامهی روزانهی نویسندهگیتان چطور میگذرد؟
مهنوش دینمحمدی: روشهای خاص خودم را دارم (خنده). گاهی روی یک سطح صاف و سفت دراز میکشم و فکر میکنم مردم و با تمام آفرینش قطع لینک میکنم. بعد از دقایقی چشمهایم را باز میکنم و احساس میکنم به زندگی برگشتم و این یک فرصت دوباره است. انگار به سرچشمهی الهامات وصل شدهام و قلم خودش روی کاغذ راه میافتد.
دیدگاهنیوز: سختترین جملهای که تا حالا مجبور شدید بنویسید؟
مهنوش دینمحمدی: هنگام نوشتن مقدمهی «آن سال زمستان»:
«هنگام نوشتن این داستان بارها اشک از چشمانم سرازیر شده، بارها زخمها سر باز کردهاند و در جغرافیای کوهستانی درونم که برانگیزندهی صبر و استواریاند بارها چشمههای رنجتازهای جوشیدند…»
دیدگاهنیوز: اگر الان یک صفحهی سفید مقابلتان باشد و فقط یک دقیقه وقت داشته باشید، اولین جملهای که از ته دلتان برای مخاطب مینویسید، چیست؟
مهنوش دینمحمدی:
«هر چیزی که در تو ریشه دارد، یک روز به زبانِ شاخ و برگها حرف میزند، هیچ چیزی تا همیشه پنهان نمیماند…
پایان گفتوگو
نظر شما در مورد این مطلب چیست؟ نظرات خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید. 👇

سرپرست ورزشی دیدگاه نیوز و بیش از 8 سال است که در حوزه اخبار ورزشی فعالیت دارد. وی صاحب امتیاز سایت ورزشی طلوع بوده و کانون آگهی تبلیغاتی زمان طلایی، در روزنامه کیمیای ایران، پایگاه خبری نگاه فعالیت داشته و فعالیت در برنامه ورزشگاه شبکه پنج تهران را نیز در کارنامه خود دارد.
دیدگاهتان را بنویسید