ابراهیم بهمنی، نویسنده کتاب «خبرنگاری در عصر دیجیتال»، در گفت و گو با دیدگاه نیوز، با بررسی ریشه های پدیده «باج نیوز» گفت این مسئله را نمی توان صرفا به تخلف چند خبرنگار، فعال رسانه ای یا رسانه تقلیل داد و باید بررسی کرد چه شرایطی «تهدید به انتشار» یا «پیشنهاد سکوت» را به ابزاری برای کسب پول، قرارداد یا امتیاز تبدیل می کند.
بهمنی با تاکید بر ضرورت تفکیک نقد رسانه ای از باج خواهی افزود: نقد تند، انتشار خبر منفی، طرح پرسش دشوار یا روزنامه نگاری تحقیقی به خودی خود باج خواهی نیست. مرز اصلی از جایی شکل می گیرد که انتشار یا عدم انتشار محتوا به مطالبه پول، قرارداد، امتیاز یا منفعت نامشروع گره بخورد.
وی این مرزبندی را برای حفظ نقد حرفه ای ضروری دانست و تاکید کرد اگر هر رسانه منتقدی با عنوان «باج نیوز» معرفی شود، مقابله با تخلف ممکن است خود به ابزاری برای محدود کردن مطالبه گری رسانه ای تبدیل شود.
این نویسنده بخشی از زمینه شکل گیری باج نیوز را در ساختار ارتباطی سازمان ها جست وجو می کند؛ جایی که روابط عمومی گاهی وظیفه خود را دفاع مطلق از عملکرد دستگاه و جلوگیری از انتشار هرگونه ضعف یا ایراد می داند. در چنین فضایی، یک خبر منفی ممکن است به مسئله ای حیثیتی برای مدیر تبدیل شود و همین حساسیت، امکان سوءاستفاده از فشار رسانه ای را افزایش دهد.
او معتقد است زمانی که تصویر مدیر بر اعتبار سازمان اولویت پیدا می کند، نقد یا خبر منفی به جای آنکه موضوعی برای بررسی و پاسخگویی باشد، به تهدیدی علیه شخص مدیر تبدیل می شود. نتیجه چنین نگاهی می تواند ورود سازمان به مذاکره برای حذف محتوا یا توقف فشار رسانه ای باشد؛ واکنشی که به طرف مقابل نشان می دهد فشار رسانه ای قابلیت نتیجه دادن دارد.
مدیرمسئول رسانه جنوب استان همچنین بر نقدپذیری سازمان ها تاکید کرد و گفت مجموعه ای که وجود نقص، اشتباه مدیریتی، مشکلات زیرساختی، تاخیر در پروژه ها یا نارضایتی کارکنان را موضوعاتی قابل بررسی بداند، در برابر فشارهای رسانه ای آسیب پذیری کمتری خواهد داشت.
وی یکی دیگر از مشکلات را نبود مهارت کافی برای سنجش اثر واقعی اخبار منفی دانست و افزود هر خبر منفی لزوما بحران نیست و هر مطلب انتقادی نیز به پاسخ فوری نیاز ندارد. پیش از هر واکنش باید میزان مخاطب و اعتبار رسانه، گستره دیده شدن خبر، مستند بودن ادعا و تاثیری که پاسخ رسمی می تواند بر دامنه انتشار بگذارد، بررسی شود.
به گفته او، گاهی مطلبی در رسانه ای کم مخاطب منتشر می شود اما سازمان با صدور تکذیبیه در رسانه ای پرمخاطب، همان خبر را در معرض دید جامعه ای بسیار بزرگ تر قرار می دهد؛ در چنین شرایطی تکذیب می تواند عملا به بازنشر و تقویت همان خبر منفی منجر شود.
بهمنی بر همین اساس، بررسی «ضریب نفوذ» و «ضریب اثر» محتوا را پیش از هر واکنش ضروری دانست و گفت مقابله حرفه ای با یک ادعای نادرست همیشه به معنای تکذیب مستقیم نیست. در برخی موارد، انتشار اطلاعات دقیق، مستند و قابل راستی آزمایی می تواند بدون ورود به جدال رسانه ای، ادعای مطرح شده را بی اثر کند.
او تاکید کرد در چنین رویکردی باید تمرکز بر اثبات واقعیت باشد، نه تکرار چندباره اتهام؛ زیرا هدف اصلی باید خنثی سازی خبر نادرست باشد، نه افزایش دامنه انتشار آن.
این نویسنده همچنین از ضرورت «مهندسی واکنش رسانه ای» سخن گفت و افزود ابتدا باید مشخص شود که خبر اساسا ارزش پاسخ دارد یا خیر. اگر نقد وارد است، اصلاح موضوع و اعلام شفاف آن می تواند بهترین واکنش باشد و اگر اطلاعات نادرست است، نحوه پاسخ باید متناسب با میزان انتشار، نوع مخاطب، بستر انتشار و اهمیت موضوع طراحی شود.
وی زمان پاسخ را نیز بخشی از همین تصمیم گیری دانست و گفت پاسخ زودهنگام و احساسی ممکن است یک خبر کم اثر را برجسته کند و پاسخ بسیار دیر نیز می تواند فرصت دهد یک ادعای نادرست به روایت غالب تبدیل شود. بنابراین مواجهه حرفه ای بیش از آنکه نیازمند واکنش سریع باشد، به واکنش محاسبه شده نیاز دارد.
نظر شما در مورد این مطلب چیست؟ نظرات خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید. 👇

بدون نظر! اولین نفر باشید