×

روزی که دیگر روز ما نیست …

  • کد نوشته: 148284
  • ۱۴۰۲-۰۵-۱۷
  • 215 بازدید
  • روزی در زندگی هر آدمی هست که خسته می شود، دلش می گیرد و افسرده می شود، خصوصا وقتی با شوق و ذوق کاری را انجام دهی و بعد متوجه شوی در همه این سالها آنچه برای تو مهم بوده و برایش جنگیدی عملا برای بسیاری از جمله آنان که هر سال وعده و قول حل مشکلات را میدادند چندان هم جدی نیست و اهمیتی ندارد که اگر داشت نباید مشکلات چند سال بشود نقطه گفتگو و درد دل اهالی آن رشته.

    روزی که دیگر روز ما نیست …

    به گزارش خبرروز، نوید جعفری کارگردانتئاتر و خبرنگار فرهنگی و هنری در یادداشتی با عنوان “روزی که دیگر روز ما نیست …” برای روز خبرنگار آورده است:

    در ۱۷ مرداد های گذشته ، هر ساله مطلبی ، یادداشتی یا مقاله ای می نوشتم برای روز خبرنگار همگی را هم با عشق و نیت و باور قلبی ام نوشتم.
    امسال هم از چند خبرگزاری و روزنامه لطف داشتند که اگر چیز جدیدی نوشتم برایشان بفرستم ولی واقعیت این بود دست و دلم به نوشتن نرفت.
    و می دانستم این یادداشت کوتاه به درد هیچ روزنامه و رسانه ای نخواهد خورد پس برای خودم نوشتم به یادگار ، که بماند برای این اوقات.
    روزی در زندگی هر آدمی هست که خسته می شود، دلش می گیرد و افسرده می شود، خصوصا وقتی با شوق و ذوق کاری را انجام دهی و بعد متوجه شوی در همه این سالها آنچه برای تو مهم بوده و برایش جنگیدی عملا برای بسیاری از جمله آنان که هر سال وعده و قول حل مشکلات را میدادند چندان هم جدی نیست و اهمیتی ندارد که اگر داشت نباید مشکلات چند سال بشود نقطه گفتگو و درد دل اهالی آن رشته.
    اصولا مگر می شود هر سال گفت و گفت و گفت و در نهایت هیچ نشانه ای از بهبود که هیچ حتی نشانه ای از تلاش برای بهبودی هم مشاهده نکرد؟
    خبرنگاری ، عکاسی ، روزنامه نگاری و اصولا اهالی رسانه بودن دیگر اهمیتی ندارد، چیزی شبیه هنرمند بودن ، این روزها همانقدر بساط هنربندان داغ است که بساط خبرنگار سرخودهای اینستاگرامی و بلاگرهای فیک و رسانه های زرد.

    در شرایطی که انتشار روزنامه ها وابسته به رپورتاژ آگهی و تبلیغات شده و خبرگزاری ها هم جز اخبار تکراری یا انتشار اخبار دست چندم چیزی برای عرضه ندارند ، رسانه ای بودن هم شبیه سیستم کارمندی ادارات شده که برای رفع تکلیف سرکار حاضر می شوند بی آنکه از ان لذتی ببرند یا شور و شوقی برای کار داشته باشند.
    با این تفاوت که کارمندها سر ماه حقوق و مزایا و بیمه شان سر وقت پرداخت می شود اما اهالی رسانه همین را هم ندارند.
    در ساختار درام تعریف مشخصی وجود دارد که قهرمان قصه برای چیزی می جنگد و تلاش می کند که اگر آن را به دست نیاورد می میرد، الزاما نه مرگ جسمی که ممکن است روحش یا وجودش را از دست دهد و چیزی در وجودش بمیرد.
    حالا هرچقدر آن موضوع اهمیتش بیشتر شود و دشواری های قهرمان افزون تر درام بهتری شکل می‌گیرد.
    شرایط امروز اهالی فرهنگ و هنر و رسانه عجیب دراماتیک است، مانده اند ، می نویسند ، تلاش می کنند و اثری هنری تولید می کنند بدون دستمزد کافی و امنیت شغلی هزاران دشواری دیگر تا فقط بمانند و چیزی در وجودشان نمیرد و از دست نرود.
    و خدا می داند تا چه زمانی این توان و این اعتقاد قلبی برای خلق کردن در آنها زنده بماند و چه زمانی تمام شوند و رها کنند.
    همین و دیگر هیچ

    ۱۷ مرداد ۱۴۰۲
    نوید جعفری
    به مناسبت روزی برای خبرنگار

    نظر شما در مورد این مطلب چیست؟ نظرات خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید.

    دیدگاه نیوز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

    مطالب مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *