به گزارش دیدگاه نیوز، حضور همزمان ۱۲ اثر علیرضا جمالی اخوان در سه رویداد بینالمللی، از تازهترین اتفاقهای کارنامه این فیلمساز مستقل ایرانی است؛ آثاری که بخش قابل توجهی از آنها در ژانر کودک و با تمرکز بر روایتهای انسانی، اجتماعی و جهان کودکان ساخته شدهاند.
در میان این آثار، مستند «ژن هاژ» با حضور در بخش مسابقه جشنواره بینالمللی سیلنزیو پرتغال و رقابت با آثاری از سینمای اروپا، توانست دیپلم افتخار این جشنواره را به دست آورد.
جشنواره بینالمللی سیلنزیو پرتغال رویدادی هنری با تمرکز بر آثار مرتبط با مضامین و روایتهای روستایی است و تلاش دارد از طریق سینما، فرهنگ، زندگی و انسانهایی را که در جغرافیای روستایی زیست میکنند، مورد توجه قرار دهد.
«ژن هاژ» قصه کودکی پنج ساله است که در خانوادهای پرجمعیت در روستا، روزهای ساده کودکی خود را پشت سر میگذارد؛ روایتی از دنیای کودکانه و زندگی روزمرهای که در جغرافیای روستا جریان دارد.
عوامل این مستند عبارتند از علیرضا جمالی اخوان به عنوان نویسنده، تهیهکننده و کارگردان، مسعود ابراهیمی کاشف به عنوان تصویربردار، آمنه آزاد تدوینگر، سارا حدادی طراح لباس، مرحوم علیرضا بنانژاد مدیر تولید و منشی صحنه، رز پروری مدیر روابط عمومی و سولماز اعتماد پخشکننده بینالمللی.
جشنواره بینالمللی CLMFF کانادا نیز ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶ برابر با ۲۱ شهریورماه برگزار میشود و دو اثر «ژن هاژ» و «حضور ناپیدا» در این رویداد اکران خواهند شد. این جشنواره در تورنتو برگزار میشود و تمرکز آن بر خلاقیت، روایتهای جذاب و نوآورانه و حمایت از صداها و استعدادهای نوظهور سینماست.
همچنین جشنواره شانزدهم لیفتآف گلوبال نتورک انگلستان از ۲۴ اوت تا هفتم سپتامبر ۲۰۲۶ برابر با سوم تا شانزدهم شهریورماه در شهر آیور انگلستان برگزار میشود؛ رویدادی که از فیلمسازان نوظهور و تولیدات مستقل حمایت میکند.
۱۲ اثری که از این فیلمساز به جشنوارههای یادشده راه یافتهاند شامل «ژن هاژ»، «حضور ناپیدا»، «سارا کجایی من درد کشیدم»، «رویای زرد»، «این خانه سیاه است»، «بازی خاموش»، «گلبرگهای اتحاد»، «بوسه سپید»، «خانه بیپاسخ»، «امیدهای دفنشده»، «دخترک ماهواره» و «زخم آینده» است.
این آثار عمدتاً در گونه کودک تولید شدهاند و از منظر فضای روایی و نگاه انسانی، به سینمای کودک و جهان داستانی فیلمسازانی همچون عباس کیارستمی و مجید مجیدی نزدیک دانسته شدهاند.
از بازیگران این مجموعه آثار میتوان به رز پروری، فاطمه بختیاری، ترانه ملکآباد، مسعود قناتی، مونیکا مویدی، فریده موسوی، امیرعلی بختیاری، طلا قیطاسی، مهدی دهسمنان، آیبک فدایی، سیما (معصومه) نصیری، علیرضا کریمی، آرش رستمی، راضیه بختیاری، علی طالبی، عسگر افرای کلانتری، محمدحسین نورمحمدی، ابوالفضل اشرفی، رهام نوروزی، آیدا ملکزاده و دیگر هنرمندان اشاره کرد.
در بخش عوامل پشت صحنه نیز علیرضا جمالی اخوان نویسنده، تهیهکننده، تصویربردار و کارگردان، فائزه بخشیپور تدوینگر، امیر علیقلیزاده مدیر تولید و مشاور تهیه، رز پروری دستیار تهیه، سارا حدادی طراح لباس و صحنه، فریبا حسینپور منشی صحنه، آیبک فدایی، سیما (معصومه) نصیری و فریبا حسینپور اعضای گروه کارگردانی، مهدی علیقلیزاده صدابردار و جانشین تولید، حمیدرضا رحیمزاده گریمور، آمنه آزاد مسئول ترجمه و ساخت تیزر، ناصر غلامی هوجقان مدیر روابط عمومی و آرش رستمی مدیر تدارکات هستند.
«تهران بیقاب»؛ رؤیایی برای بازگشت سینما به خیابانهای جنوب شهر
جمالی اخوان در تشریح مسیر کاری خود، از علاقه دیرینهاش به ساخت فیلمهای انسانی و اجتماعی سخن گفت و اظهار کرد: در سالهای گذشته قرار بود فیلمی سینمایی با موضوع دفاع مقدس را کارگردانی کند که محمدباقر خسروی، تهیهکننده و کارگردان باسابقه سینما، به عنوان نویسنده و تهیهکننده در آن حضور داشت.
به گفته وی، داستان این فیلم در سال ۱۳۶۶ و در فضای حلبچه روایت میشد و به دلیل فراهم نشدن شرایط مالی، پروژه به مرحله تولید نرسید؛ با این حال، آرزوی ساخت اثری درباره شهدا، ایثار و فداکاری همچنان در ذهن او زنده است.
این فیلمساز مستقل گفت امیدوار است در صورت فراهم شدن شرایط، روزی بتواند فیلمی درباره شهدا و ایثار و فداکاری آنان بسازد؛ اثری که با احترام به این عزیزان، حرفی برای گفتن داشته باشد.
جمالی اخوان در ادامه از آخرین فیلمنامه خود با عنوان «تهران بیقاب» خبر داد و گفت: اکنون روزهای پایانی نگارش این فیلمنامه را پشت سر میگذارد؛ فیلمی خیابانی و کمهزینه با چهار یا پنج بازیگر و تعداد محدودی لوکیشن.
وی با اشاره به فضای داستان افزود: قصه «تهران بیقاب» در جنوب شهر تهران میگذرد؛ منطقهای که برای او ناآشنا نیست، چرا که خود را متعلق به جنوب شهر تهران میداند و با فضای اجتماعی و حالوهوای این بخش از پایتخت بزرگ شده است.
او ابراز امیدواری کرد تهیهکنندهای همراه و همدل برای ورود این پروژه به مرحله تولید پیدا شود.
جمالی اخوان با اشاره به تجربه حضور ۱۲ اثرش در جشنوارههای انگلستان، پرتغال و کانادا گفت: با توجه به تجربهای که از این آثار به دست آورده، معتقد است «تهران بیقاب» نیز در صورت تولید میتواند در جشنوارههای خارجی مورد توجه قرار گیرد و شانس کسب جوایز متعدد را داشته باشد.
وی همچنین درباره ظرفیت اکران داخلی این فیلم اظهار کرد که «تهران بیقاب» در صورت تولید میتواند در سینماهای ایران نیز با استقبال مخاطبان مواجه شود.
نرگس محمدی؛ انتخاب ذهنی برای شخصیت اصلی
جمالی اخوان درباره شخصیت اصلی فیلمنامه «تهران بیقاب» نیز گفت: شخصیت اصلی داستان یک زن است و هنگام نگارش فیلمنامه، ویژگیها و تواناییهای هنری نرگس محمدی، بازیگر سریال «ستایش»، در طراحی این نقش مدنظر او بوده است.
وی تأکید کرد که سالهاست احساس میکند جای یک شخصیت زن پررنگ و اثرگذار در بخشی از سینمای ایران خالی است و تلاش کرده این شخصیت را به گونهای طراحی کند که ستون اصلی قصه و روایت فیلم باشد.
این فیلمساز درباره دیگر شخصیتهای فیلمنامه نیز گفت ویژگیها و تواناییهای هنری احسان ظلیپور و لعیا زنگنه را در ذهن داشته و در طراحی یکی از شخصیتها نیز رز پروری، به دلیل شباهت ظاهری به لعیا زنگنه و تواناییهایی که در این ۱۱ اثر از خود نشان داده، مورد توجه ذهنی او بوده است.
جمالی اخوان با تأکید بر اینکه نام بردن از این هنرمندان به هیچ عنوان به معنای انتخاب قطعی، توافق یا قرارداد نیست، گفت تصمیم نهایی برای حضور هر یک از این بازیگران طبیعتاً با رضایت و توافق خود آنان انجام خواهد شد.
سینما از یک رؤیای کودکی آغاز شد
جمالی اخوان درباره آغاز علاقهاش به سینما نیز روایتی شخصی دارد؛ روایتی که به سالهای دبستان بازمیگردد.
او میگوید در مقطع دبستان، سینما برایش تنها نام یک رؤیا بود تا اینکه فیلم «ماهیها در خاک میمیرند» را دید؛ فیلمی که به گفته خودش چیزی را در وجود او بیدار کرد که دیگر به خواب نرفت.
در آن سالها، جمشید مشایخی و فرزان دلجو در ذهن کودکانه او به چهرههایی ماندگار تبدیل شدند؛ تصویری که بعدها مسیر زندگیاش را به سمت سینما تغییر داد.
جمالی اخوان روایت میکند که وقتی به مقطع راهنمایی رسید، مدرسه دیگر برایش کوچک به نظر میرسید و حتی در ذهن کودکانهاش آرزو داشت ترک تحصیل کند و به چاپخانه برود؛ شاید در میان بوی مرکب و صدای دستگاههای چاپ، ردپایی از عشق و علاقهای که با تماشای بازی فرزان دلجو در وجودش شکل گرفته بود پیدا کند.
سالها بعد، در هنرستان و در فاصله میان رؤیای سینما و دنیای نگاتیو، مجتبی جریده، معلم تصویربرداری او شد. جمالی اخوان کتاب تصویربرداری خود را با عکسی از فرزان دلجو جلد کرده بود.
وی میگوید روزی مجتبی جریده عکس روی جلد کتاب را دید و پرسید: «عکس کیه؟» و او پاسخ داد: «فرزان دلجو.»
لبخندی از سوی معلم، خاطرهای شد که سالها بعد معنای دیگری پیدا کرد؛ چرا که به گفته جمالی اخوان، از آن روز تاکنون ۲۷ سال گذشته و او و مجتبی جریده همچنان هر روز جویای حال یکدیگر هستند.
اکنون پس از نزدیک به سه دهه، آن رؤیای کودکانه در قالب ساخت و حضور آثار سینمایی در جشنوارههای بینالمللی ادامه یافته است؛ مسیری که تازهترین فصل آن با حضور ۱۲ اثر در جشنوارههای انگلستان، پرتغال و کانادا و دریافت دیپلم افتخار برای «ژن هاژ» در پرتغال رقم خورده است.
به گفته عوامل این مجموعه، ۱۵ نامه رسمی و تأییدیه جشنواره، در کنار دیپلم افتخار جشنواره سیلنزیو پرتغال، از جمله مستندات این حضورهای بینالمللی است.
نظر شما در مورد این مطلب چیست؟ نظرات خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید. 👇

بدون نظر! اولین نفر باشید