۱۴۰۵-۰۶-۱۴ | ۰۱:۰۶
236793

عبدالرزاق دوکوهکی؛ مردی از جنس مهر، هنر و عشق به زندگی

همیشه چیزی در جیب داشت برای شیرین کردن کام دیگران؛ لبخند همیشگی و صدای گرمش نه‌تنها صحنه‌ها را روشن می‌کرد بلکه دل‌های مردم را نیز شاد می‌نمود.
به بهانه درگذشت این هنرمند مردمی در ۱ اسفند ۱۴۰۲، با مریم دوکوهکی، دختر  این هنرمند مردمی شیراز  به گفت‌وگو نشستیم تا بیشتر با زندگی و مسیر هنری پدرشان آشنا شویم.
زهرا ستاری: خانم دوکوهکی، لطفاً پدرتان را برای ما معرفی کنید.
مریم دوکوهکی: پدرم، مرحوم عبدالرزاق دوکوهکی، در ۱ فروردین ۱۳۲۷ در محله قصرالدشت شیراز به دنیا آمد و در ۱ اسفند ۱۴۰۲ در بیمارستان شیراز دار فانی را وداع گفت. ایشان در بهشت فاطمه قصرالدشت به خاک سپرده شدند. مردی مهربان، اجتماعی و پرانرژی که شادی و زندگی مردم همیشه اولویت اصلی زندگی‌اش بود.
زهرا ستاری: ایشان شغل دیگری هم داشتند؟
مریم دوکوهکی: بله، سال‌ها به عنوان راننده ماشین‌های سنگین در جنوب کشور کار می‌کردند تا زندگی خانواده را تأمین کنند، اما هیچ‌گاه عشق به هنر را کنار نگذاشتند.
زهرا ستاری: فعالیت هنری‌شان چطور آغاز شد؟
مریم دوکوهکی: فعالیت هنری پدرم با یک گروه تئاتر خیریه در شیراز و بوشهر آغاز شد که در مراکز بهزیستی و سراهای سالمندان اجراهای شاد برگزار می‌کردند تا روحیه بیماران صعب‌العلاج و سالمندان را بالا ببرند.
زهرا ستاری: درباره اجراهای خیابانی‌شان بگویید.
مریم دوکوهکی: ایشان در پارک خلدبرین شیراز همراه با جمعی از هنرمندان به موسیقی سنتی و آهنگ‌های شاد قدیمی، به‌ویژه آثار استاد علیرضا افتخاری علاقه‌مند بودند و می‌خواندند. همیشه می‌خواستند اوقات خوشی برای مردم، مخصوصاً هم‌سن‌های خود رقم بزنند. آهنگ «من یک پرنده‌ام آرزو دارم تو با من باشی» از آن قطعاتی بود که همیشه زیرلب زمزمه می‌کردند.
آلبوم خاطرات و دوستان هنری
زهرا ستاری: به یاد داریم مرحوم دوکوهکی همیشه آلبومی از تمام همکاری‌هایشان با هنرمندان همراه داشتند و با هر عکس، خاطره‌ای تعریف می‌کردند. درست است؟
مریم دوکوهکی: بله، کاملاً درست است. پدرم به دلیل علاقه شدید به هنر و هنرمندان، در بسیاری از برنامه‌های هنری، به‌ویژه برنامه تلویزیونی «خوشا شیراز»، حضور داشتند و با هنرمندان مطرح دیدار می‌کردند. حاصل این دیدارها، آلبومی پر از عکس‌های یادگاری بود که همیشه همراهشان بود و با افتخار از خاطراتشان با شور فراوان سخن می‌گفتند.
در این آلبوم، عکس‌هایی از هنرمندان مطرحی چون مرحوم نگهدار جمالی ، رضا کیانیان ، مسعود پیروی ، پرویز پرستویی ، یوسف تیموری، اکبر عبدی ، مهدی امینی‌خواه، عباس منتجم، مجید اخشابی، بنیامین بهادری، جواد عزتی، مهران غفوریان، رضا رویگری، امیرحسین رستمی، رحمت الله صمدی ، عبدالکریم قشقایی ، کریم هوشیار ، حسین جمالی ، زنده‌یاد مرتضی احمدی و… دیده می‌شود. از بانوان هنرمند نیز تصاویر پوران درخشنده، خانم مقانلو، ملیکا شریفی‌نیا، بهنوش طباطبایی، ریما رامین‌فر، ثریا بناکار، الهام کشاورز و همچنین قهرمان پارالمپیکی، ساره جوانمردی و بسیاری دیگر در این مجموعه موجود است . هر عکس برایشان خاطره ای بود که با شور تعریف می کردند .
مسیر بازیگری
زهرا ستاری: چطور شد که پدرتان به بازیگری روی آوردند؟
مریم دوکوهکی: پدرم از کودکی علاقه‌مند به فیلم و بازیگری بودند. در تئاترهایی مانند «مسافری از هند» و چند فیلم محلی نقش‌آفرینی کردند. همین علاقه باعث شد تا با هنرمندان زیادی همکاری کنند و آن آلبوم خاطرات شکل بگیرد. همچنین در برنامه زنده «خوشا شیراز» شبکه ۵ آهنگ‌های متعددی چون «ای گل ناز من» را اجرا کردند. سال‌ها نیز در « محفل هنرمندان شیراز » به مدیریت حاج مجید تشویر حضور داشتند.
خاطرات دوران فیلم‌برداری
زهرا ستاری: آیا خاطره خاصی از دوران فیلم‌برداری به یاد دارید؟
مریم دوکوهکی: بله، یکی از خاطرات ویژه‌شان مربوط به فیلم «آخرین دوئل» به کارگردانی مرحوم نگهدار جمالی است. همیشه از این پروژه با شور و شوق یاد می‌کردند.
زهرا ستاری: من هم در همان فیلم با ایشان آشنا شدم. با وجود سن بالا، لوکیشن فیلم در کوه‌های اطراف شیراز بود و بدون هیچ ناله‌ای با روی گشاده از کوه بالا می‌رفتند. مرحوم جمالی لباس وسترن به تنشان کرده بود و در یک صحنه به درختی بسته بودندشان. هم‌بازی هم بودیم. در آن سکانس، بهروز سروش‌پور معروف به «گرگ علی» نیز حضور داشت.
مریم دوکوهکی: همچنین در فیلم «مردان روزگار» محل فیلمبرداری در کوچه پس کوچه های دروازه کازرون مرحوم نگهدار جمالی نقش مرد قدیمی شیرازی با کلاه مخملی و عینک ته استکانی همیشگیشان ، کت‌وشلوار به تن روی صندلی نشسته و خوانندگی می‌کردند. ای‌کاش شعر آن آهنگ را به یاد داشتم.
زهرا ستاری : بله درسته بنده هم در این پروژه حضور داشتم پدرتان خوش درخشید .
آخرین فعالیت هنری
زهرا ستاری: آخرین پروژه‌ای که در آن حضور داشتند چه بود؟
مریم دوکوهکی: آخرین پروژه‌ای که علاقه داشتند در آن ایفای نقش کنند، سریال «سووشون» به کارگردانی نرگس آبیار بود. حتی برای تمرین هم می‌رفتند، اما وضعیت جسمی‌شان اجازه نداد ادامه دهند. به‌جز استفاده از سمعک، با دستگاه تنفس می‌کردند و دیگر توان ایفای کوچک‌ترین نقش را نداشتند. با این حال، عشق و اشتیاق‌شان به این پروژه بسیار پررنگ بود . خانم آبیار نیز در تماس های تلفنی همواره جویای حالشان بود و نبودشان را حس می کرد .
سخن پایانی
مرحوم عبدالرزاق دوکوهکی الگویی از مهربانی، صبوری و عشق به هنر بود. خاطره شیرین سفرهای معنوی حج و زیارت کربلا و مشهد، یادگاری ماندگار از رابطه پدر و دختری است که هرگز فراموش نخواهد شد. یاد و نامش همیشه در دل دوستداران هنر و مردم مهربان زنده خواهد ماند.

نظر شما در مورد این مطلب چیست؟ نظرات خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید. 👇


یک پاسخ به “عبدالرزاق دوکوهکی؛ مردی از جنس مهر، هنر و عشق به زندگی”

  1. لیلا عبدی گفت:

    دایی رزاق مهربان روحتان شاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *