این اتفاق برای خیلی از تریدرها افتاده، از جمله خود من. سالها معامله گری کردم، فکر می کردم اگر تحلیل و مدیریت ریسک خوب باشد، کار تمام است. اما وقتی وارد دنیای پراپ تریدینگ شدم فهمیدم داستان فقط تحلیل نیست، فهمیدن جزئیات قوانین است؛ مخصوصا در ساختاری مثل فانددنکست که روی ثبات و کنترل ریسک حساس است.
اولین چالش من با قوانین پراپ؛ مشکل از استراتژی نبود، از ذهن من بود
اولین باری که وارد چالش یک پراپ شدم، برنامه ام ساده بود: ریسک کم، صبر، فقط ستاپ های واضح. روزهای اول خوب پیش رفتم. بعد، پشت سر هم چند معامله منفی خوردم؛ چیزی که در هر سیستم عادی است. اما فشار روانی چالش، مخصوصا زمانی که محدودیت زمانی و قوانین افت سرمایه جلوی چشم است، آرام آرام رویم اثر گذاشت.
یک روز که تا عصر در ضرر بودم، ناگهان وسوسه شدم حجم را کمی بالاتر ببرم تا زودتر جبران شود. همان یک بار، باعث شد خطر نزدیک شدن به حداکثر ضرر روزانه را جدی احساس کنم. همان جا فهمیدم مشکل من تحلیل نبود، نادیده گرفتن قوانین بود. اگر همان روز قوانین افت روزانه و کلی حساب را با جزئیات و سناریوی واقعی بررسی کرده بودم، شاید هرگز سراغ جبران هیجانی نمی رفتم.
در مورد فانددنکست هم داستان مشابه است. بعضی تریدرها فکر می کنند اگر فقط درصد بازدهی هدف را بزنند، کار تمام است. اما قوانین مربوط به افت سرمایه، حجم، نحوه استفاده از سود، زمان بندی معاملات و به خصوص قوانین مربوط به ثبات عملکرد، می تواند در عمل همه چیز را عوض کند.
سوء برداشت های رایج درباره قوانین پراپ و مخصوصا چالش فانددنکست
چیزی که زیاد دیده ام این است که تریدرها قوانین را فقط یک بار، آن هم سرسری، می خوانند. به چشمشان می آید که: خب، حداکثر ضرر روزانه اینقدر است، حداکثر افت کلی اینقدر، هدف سود هم مشخص، تمام شد. اما در عمل، چند تا اشتباه تکراری رخ می دهد:
اولین اشتباه این است که تریدر فکر می کند تا نزدیک شدن به حداکثر ضرر روزانه، هنوز جا دارد و می تواند ریسک را بالا نگه دارد. در حالی که در چالش های پراپ، رسیدن به آن عدد به معنای باطل شدن کل تلاش است. در نتیجه در عمل، باید حاشیه اطمینان برای خودتان بگذارید، نه اینکه تا آخرین واحد مجاز جلو بروید.
اشتباه دوم این است که بعضی ها به قوانین مربوط به ثبات و هماهنگی حجم و سود در معاملات دقت نمی کنند. تصورشان این است که اگر چند روز بی معامله باشند و بعد یک روز با حجم سنگین حساب را به سود هدف برسانند، کافی است. بعد از آن که گزارش معاملاتشان را بررسی می کنند، می فهمند ساختار حساب با نوسان شدید حجم و سودشان مشکل دارد.
اشتباه سوم برمی گردد به ترکیب فشار زمانی و عدم درک درست از افت سرمایه. تریدر می بیند چند روز وقت گذشته و هنوز به هدف نرسیده، شروع می کند به اضافه کردن حجم، کم کردن حد ضرر، یا ورود در ستاپ هایی که نصفه نیمه است. در ظاهر هنوز قوانین را نقض نکرده، اما در عمل، خودش را به لبه پرتگاه حداکثر ضرر روزانه و کلی نزدیک می کند.
این ها دقیقا همان جاهایی است که شناخت واقعی قوانین به صورت عددی، ذهنی و رفتاری، تبدیل به یک ضرورت می شود، نه یک کار فرعی.
چرا دانستن قوانین روی کاغذ کافی نیست؟
وقتی گفته می شود آشنایی با قوانین ضروری است، منظور فقط خواندن تئوری نیست. در کار با حسابهای پراپ، مخصوصا در ساختارهایی مثل فانددنکست، باید بتوانید قوانین را به شکل سناریوهای واقعی در ذهن خودتان شبیه سازی کنید. مثلا:
اگر امروز دو معامله منفی پشت سر هم بخورم، با حجم فعلی، چقدر تا حداکثر ضرر روزانه فاصله دارم؟ اگر سه روز متوالی ضرر کنم، افت کلی حساب در چه وضعیتی قرار می گیرد؟ اگر یک روز سود بالایی بگیرم و روزهای بعدی سودهای کوچک ثبت کنم، آیا از نظر قوانین ثبات، مشکلی ایجاد می شود یا نه؟
تا زمانی که این سوال ها را با عدد و مثال برای خودتان روشن نکنید، عملا هنوز با قوانین زندگی نکرده اید، فقط آن ها را خوانده اید. و در فشار واقعی بازار، مغز به سمت عادت های قدیمی می رود، نه آن چیزی که یک بار در صفحه قوانین دیده اید.
تجربه عملی من؛ وقتی قوانین را به بخشی از سیستم معاملاتی تبدیل کردم
بعد از چند تجربه ناموفق، تصمیم گرفتم قوانین هر پراپ را مثل بخشی از استراتژی خودم ببینم، نه یک متن جدا. برای این کار، چند مرحله را اجرا کردم:
اول، تمام اعداد مربوط به افت روزانه، افت کلی و اهداف سود را در یک فایل ساده نوشتم. بعد، بر اساس ریسک استاندارد خودم، محاسبه کردم برای هر حساب، حداکثر چند معامله در روز و در هفته منطقی است. جالب اینجا بود که بعد از انجام این کار، فهمیدم خیلی از رفتارهای قبلیم هم از نظر مدیریت ریسک و هم از نظر قوانین پراپ، پرخطر بوده است.
دوم، برای خودم یک حاشیه اطمینان تعریف کردم. مثلا اگر حداکثر ضرر روزانه ۵ درصد بود، من برای خودم سقف ۳ درصد گذاشتم. یعنی قبل از اینکه سیستم پراپ به من بگوید متوقف شو، خودم زودتر ترمز دستی را می کشیدم. همین کار ساده جلوی خیلی از روزهای پر استرس را گرفت.
سوم، عملکردم را از زاویه ثبات بررسی کردم؛ اینکه آیا حجم معاملاتم یکنواخت است یا نه، سودها و ضررهایم در طول هفته پخش شده یا یک جا تجمع دارد. این بخش دقیقا همان چیزی است که در قوانین پراپ فانددنکست هم اهمیت زیادی دارد؛ یعنی این که نتیجه کار شما فقط بر اساس یک یا دو معامله بزرگ شکل نگیرد.
کم کم فهمیدم که اگر قوانین را از بیرون نگاه کنم، همیشه برایم محدود کننده و آزاردهنده به نظر می رسند. اما اگر آن ها را وارد سیستم خودم کنم، تبدیل می شوند به یک فریم کلی که جلوی رفتار احساسی را می گیرد.
چطور قبل از شروع چالش، خودتان را با قوانین هماهنگ کنید
چند نکته عملی که از تجربه شخصی و صحبت با تریدرهای دیگر به دست آورده ام:
اول، قبل از شروع هر چالش، حساب نمایشی با همان قوانین برای خودتان شبیه سازی کنید. مثلا اگر حداکثر افت روزانه مشخص است، در یک دفتر یا فایل برای خودتان همان محدودیت ها را در حساب تمرینی اعمال کنید و ببینید آیا عادت های فعلی شما با این محدودیت ها سازگار است یا نه.
دوم، حداقل یک هفته گزارش معاملات قبلی خودتان را با دید قوانین پراپ بررسی کنید. ببینید اگر این معاملات در یک حساب پراپ بودند، چند بار قانون حداکثر ضرر روزانه، حداکثر افت کلی یا قوانین ثبات عملکرد را نقض می کردید. این کار، واقع بینانه ترین تصویر را از میزان آمادگی شما می دهد.
سوم، در برنامه ریزی خودتان، بدترین سناریو را در نظر بگیرید. مثلا اگر چند روز متوالی ضرر کنید، آیا هنوز می توانید در چارچوب قوانین، آرام و منطقی ادامه دهید یا مجبور می شوید به حجم های غیر منطقی و معاملات هیجانی پناه ببرید. اگر جواب این سوال منفی است، یعنی هنوز استراتژی شما با ساختار چالش هماهنگ نشده است.
چهارم، قوانین را یک بار به زبان خودتان بازنویسی کنید. متنی که به زبان ساده و با مثال باشد و خودتان موقع معامله سریع بتوانید به آن رجوع کنید. گاهی مشکل از فهم واژه ها نیست، از این است که قوانین در ذهن ما تبدیل به تصویر واضح نشده اند.
نقش منابع آموزشی و بررسی ها در فهم بهتر قوانین پراپ
یکی از چیزهایی که در سالهای اخیر کمک زیادی به تریدرها کرده، سایت هایی است که تجربه کار با حساب های پراپ مختلف را جمع آوری و مقایسه می کنند. مثلا جایی که ساختار و قوانین یک پراپ را براساس تجربه واقعی کاربران و کارشناسان توضیح می دهد، نه فقط بر اساس متن رسمی سایت ها. نمونه این نوع فضاها را می توان در ساختار آموزشی و تحلیلی پراپ فارسی دید که تلاش می کند تفاوت حساب ها و قوانین را برای تریدرهای ایرانی شفاف تر کند.
البته حتی این نوع منابع هم جای تصمیم گیری شخصی و مسئولیت فردی را نمی گیرند. هدف فقط این است که قبل از ورود، تصویر روشن تری از قوانین، ریسک ها و نوع رفتاری که در این فضا نیاز است، داشته باشید. در نهایت، این شما هستید که باید تصمیم بگیرید آیا نوع شخصیت و سبک معاملاتی تان با دنیای پراپ تریدینگ همخوانی دارد یا نه.
چرا قوانین در پراپ تریدینگ فقط یک متن حقوقی نیست
اگر بخواهم تجربه خودم را در یک جمله خلاصه کنم: در پراپ تریدینگ، شناخت قوانین، بخشی از مدیریت ریسک و روان شماست، نه فقط یک الزام اداری. مخصوصا در ساختارهایی شبیه فانددنکست که روی ثبات، افت سرمایه و کنترل رفتار تریدر تاکید دارند، ندانستن یا جدی نگرفتن جزئیات قوانین، می تواند تمام تلاش شما را در چند ساعت از بین ببرد.
خیلی ها با این تصور وارد چالش می شوند که چون سالها معامله گری کرده اند، این مرحله برایشان فقط یک قدم حاشیه ای است. اما وقتی با محدودیت های افت روزانه، افت کلی، زمان بندی و قوانین ثبات روبه رو می شوند، تازه متوجه می شوند بخش بزرگی از کار، بیشتر از تحلیل، مربوط به نظم ذهنی و احترام به چارچوب هاست.
در نهایت، پراپ تریدینگ برای همه مناسب نیست. اگر از قبل با قوانین، فشار روانی، محدودیت های ریسک و نقش نظم در این فضا کنار نیامده اید، شاید بهتر باشد اول روی حساب شخصی و تقویت ساختار ذهنی و معاملاتی خودتان کار کنید. اما اگر تصمیم گرفته اید وارد این مسیر شوید، جدی گرفتن قوانین و تبدیل آنها به بخشی از سیستم معاملاتی، مهم ترین قدم واقع بینانه ای است که می توانید بردارید.
یادداشت نویسنده: آنچه در این متن نوشتم، حاصل تجربه شخصی من و گفت و گو با تریدرهای دیگر است. این نوشته توصیه مالی یا تضمین نتیجه خاصی نیست. هر تصمیمی در مورد ورود به چالش های پراپ و نحوه معامله، کاملا به شرایط، دانش، تجربه و مسئولیت خود شما برمی گردد.
بدون نظر! اولین نفر باشید