به گزارش دیدگاه نیوز، وی با اشاره به اینکه ادبیات نمایشی به عنوان ستون فقرات تئاتر و سینما، تنها ابزاری برای سرگرمی نیست؛ بلکه قدرتمندترین فرمِ «دیالوگنویسی» برای جامعه است، افزود: برخلاف رمان که تجربهای فردی است، نمایشنامه فضایی است که در آن «دیگری» (مخاطب) به صورت فیزیکی در کنار نویسنده و بازیگر قرار میگیرد تا تجربهای جمعی از حقیقت را لمس کند.
معاون فرهنگی ارشاد اسلامی فارس، اظهار داشت: امروز، اهمیت بازخوانی و حمایت از ادبیات نمایشی، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود و در عصری که روایتهای جعلی و تکبعدی به سرعت گسترش مییابند، نمایشنامهها با تکیه بر «تعددِ آرا» و «عمقِ روانشناختی»، سپر دفاعیِ فرهنگ در برابر سطحینگری هستند.
«بهوقت فراق بهرام»؛ تجلی یاد هنرمندی که با کلمات بازی میکرد
بههمت ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس و با مشارکت انجمن هنرهای نمایشی و گروه هنری «اوما»، آیین بزرگداشت زندهیاد «بهرام صادقیمزیدی»، هنرمند برجسته تئاتر و سینما و رونمایی از آخرین اثر ادبی نمایشی وی با عنوان «پاسگاه» برگزار شد تا یاد و خاطرهی این نویسنده و کارگردان خلاق در حافظهی فرهنگی شیراز، بیش از پیش مانا گردد.
در این رویداد فرهنگی که با حضور اصحاب هنر و فرهنگ و جمعی از هنرمندان پیسکشوت هنرهای نمایشی و سینما از جمله؛ مجید شناور، کاظم روزیطلب، غلامرضا رسولاف، قاسم امین بیطرف، ابراهیم رکنی، یدالله کریمی، مریم شکری، فرهاد ارشاد و همسر و خانواده هنرمند زنده یاد بهرام صادقی مزیدی در سالن غزل تالار حافظ اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس برگزار شد، ضمن مرور کارنامه درخشان هنری این هنرمند، از کتاب نمایشنامه «پاسگاه» که آخرین یادگار مکتوب این هنرمند فقید است، رونمایی شد.
این آیین که نمادی از قدرشناسی جامعه هنری استان فارس نسبت به تلاشهای بیوقفه زندهیاد صادقیمزیدی بود، فرصتی فراهم آورد تا بار دیگر بر اهمیت نقشآفرینی او در ارتقای سطح هنر نمایش و سینمای کشور تأکید شود.
کتاب نمایشنامه «پاسگاه»، اثری ۸۸ صفحهای و اجتماعی انتقادی با رگههایی از طنز است که در سال ۱۴۰۴ توسط «انتشارات مسیر سبز» به زیور طبع آراسته شده است. این اثر که داستان آن در منطقه «جاوید» استان فارس میگذرد، روایتی عمیق از انسانهایی است که در حاشیه مرز و در متن تبعید، با نظمی پوسیده دست و پنجه نرم میکنند.

در بخشی از این نمایشنامه میخوانیم:
در انتهای سرزمینی فراموششده، جایی در حاشیه مرز و در متن تبعید، پاسگاهی مربوط به قبل از انقلاب که خاموش در انتهای حادثهای است. نیروهایی که تبعیدشان کردند، به جایی میان زندگی و فراموشی. ساختمانی تازهساز و تلگرافی ناگهانی که از بازگشت خبر میدهد، نظم پوسیده پادگان را درهم میشکند. و آنگاه همه چیز آغاز میشود: فروپاشی، سکوت، تردید، شورش، فرار… و این پرسش: آیا امید، همیشه نجاتبخش است؟ یا تنها وعدهای برای سقوطی عمیقتر؟
بهرام صادقیمزیدی در این اثر با نگاهی تیزبین، مرز میان اختیار و اجبار را به چالش میکشد و با سبک خاص روایی خود، مخاطب را به همزادپنداری با شخصیتهای چندلایه و ماجراهای پیدا و پنهان داستان وامیدارد.
زندهیاد بهرام صادقیمزیدی، دانشآموختهی کارشناسی ارشد کارگردانی از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر، در طول سالیان فعالیت خود، بهعنوان معلم، نویسنده، کارگردان و تهیهکننده، تأثیرات شگرفی بر تئاتر و سینمای ایران داشت.
وی علاوه بر نگارش نمایشنامههای متعددی همچون: ترکش، اول بازی، محاکمه، من و غروب جاده، خیج، قرار و مدار و پورت، داوری جشنوارههای ملی و بینالمللی بسیاری را نیز در کارنامه حرفهای خود ثبت کرد. کارگردانی نمایشهای تحسینشدهای چون خیج، سلام و خداحافظ و اعتراف چهار؛ گواهی بر توانمندی هنری این عزیز از دست رفته است.
نظر شما در مورد این مطلب چیست؟ نظرات خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید. 👇

بدون نظر! اولین نفر باشید