به گزارش دیدگاه نیوز، پرونده «توکن لیام» و شرکت «فرداد کار آمیتیس» به یکی از پیچیدهترین پروندههای مالی در حوزه رمزارز ایران تبدیل شده است؛ پروندهای که در آن یک توکن دیجیتال با وعده ارزشگذاری بالا به هزاران سرمایهگذار معرفی شد و در نهایت، طبق گزارشهای منتشرشده، سرمایه بیش از ۱۸ هزار ایرانی به ارزش حدود سه هزار میلیارد تومان را درگیر کرد.
ماجرای «لیام/آمیتیس» تنها به یک اتهام کلاهبرداری مالی محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از پرسشها درباره سازوکارهای نظارتی، عملکرد نظام بانکی، تبلیغات شبکهای و نحوه برخورد با پروندههای بزرگ اقتصادی را مطرح کرده است.
از فعالیتهای پرداخت تا تأسیس آمیتیس؛ اکبر داداشی چه کسی بود؟
بر اساس مستندات منتشرشده، اکبر داداشی پیش از آنکه با عنوان «تریدر» و «کارآفرین» شناخته شود، در حوزه پرداخت و فعالیتهای مرتبط با شرکتهای هرمی حضور داشته است.
طبق این گزارشها، وی بدون سابقه فعالیت بانکی، در یک شرکت پرداخت الکترونیک مسئولیت اجرایی داشته و در مقطعی موضوع فعالیت برخی درگاههای پرداخت مرتبط با سایتهای قمار نیز درباره او مطرح شده است.
همچنین گزارشهایی درباره معرفی او در برخی رسانهها با عناوینی متفاوت منتشر شده بود؛ موضوعی که نشان میدهد چگونه روایتسازی رسانهای میتواند بر برداشت عمومی از افراد و فعالیتهای اقتصادی تأثیر بگذارد.
وعده سود روزانه یک درصد؛ نشانهای از یک طرح پانزی
شرکت «فرداد کار آمیتیس» در سال ۱۳۹۰ با مشارکت اکبر داداشی، «امیرحسین داداشی» و «اعظم قراگوزلو» ثبت شد.
فعالیت این شرکت در ظاهر خرید و فروش ارز دیجیتال عنوان میشد، اما بخش اصلی جذب سرمایه بر پایه وعده سود روزانه یک درصد شکل گرفت.

این میزان سود در بازارهای مالی رقمی غیرعادی محسوب میشود؛ زیرا سود مرکب روزانه یک درصد در یک سال به چند هزار درصد میرسد؛ عددی که هیچ فعالیت اقتصادی سالم و پایدار قادر به تأمین آن نیست.
در ادبیات مالی، چنین الگویی با عنوان «طرح پانزی» شناخته میشود؛ مدلی که در آن سود سرمایهگذاران قدیمی از محل ورود سرمایهگذاران جدید پرداخت میشود و با کاهش ورود سرمایه، ساختار آن دچار فروپاشی خواهد شد.
توکن لیام؛ دارایی دیجیتالی بدون پشتوانه مشخص
با افزایش فشار پرداخت سودهای نقدی، شرکت آمیتیس وارد مرحله تازهای شد و توکنی با نام «لیام» ایجاد کرد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، این توکن که نام آن به نام فرزند اکبر داداشی نسبت داده شده بود، در وبسایتی با قیمت پایه پنج دلار عرضه شد و بخشی از سود سرمایهگذاران به جای وجه نقد، با همین توکن پرداخت شد.

ایجاد یک توکن از نظر فنی فرآیندی پیچیده نیست و افراد میتوانند در مدت کوتاهی یک دارایی دیجیتال ایجاد کنند؛ اما ارزش واقعی یک توکن به پشتوانه، کاربرد و تقاضای واقعی آن بستگی دارد.
در این پرونده، ادعا شده بود یک شرکت تولید ورق گالوانیزه در آلمان پشتوانه این توکن است؛ ادعایی که بعداً درباره صحت آن تردیدهایی مطرح شد.
همچنین برخی کارشناسان، وایتپیپر این پروژه را دارای ابهامها و ایرادهای فنی دانستند.
بر اساس برآوردهای منتشرشده، قیمت توکن لیام که پنج دلار عرضه شده بود، طی چند ماه به حدود ۱۴ سنت کاهش یافت؛ یعنی کاهش نزدیک به ۹۸ درصدی ارزش.
شبکه بازاریابی و جذب سرمایه گسترده
طرحهای پانزی معمولاً برای رشد به شبکهای از معرفیکنندگان و بازاریابان متکی هستند.
شرکت آمیتیس نیز دارای نمایندگانی در شهرهای مختلف بود که در جذب سرمایه نقش داشتند.
در گزارشهای منتشرشده، از افرادی مانند «اسماعیل صحتی» در تبریز و «سید سعید سجادی» در مشهد به عنوان برخی فعالان این شبکه نام برده شده است.
جلسات معرفی و فعالیتهای تبلیغاتی این مجموعه در شبکههای اجتماعی نیز منتشر میشد و نقش نمایندگان در توسعه این شبکه مورد توجه قرار گرفت.
حضور چهرههای ورزشی در تبلیغات پروژه
بر اساس گزارشهای منتشرشده، فعالیتهای تبلیغاتی آمیتیس به حوزه ورزش نیز کشیده شد.
در همین چارچوب، تیم فوتبالی با عنوان «هوادار لیام» با مدیریت غلامرضا عنایتی، بازیکن پیشین فوتبال، راهاندازی شد.
حضور چهرههای شناختهشده در کنار چنین پروژههایی میتواند باعث افزایش اعتماد عمومی شود؛ موضوعی که در بسیاری از پروندههای مالی مشابه مورد بررسی قرار گرفته است.
تکثیر مدل آمیتیس و شکلگیری پروژههای مشابه
یکی از پیامدهای پرونده آمیتیس، شکلگیری فعالیتهای مشابه توسط برخی افراد عنوان شده است.
بر اساس گزارشهای موجود، برخی افراد پس از فعالیت در این شبکه، اقدام به راهاندازی مدلهای مشابه جذب سرمایه کردند.
از جمله نمونههای مطرحشده، «میلاد صیدکرمی» و «مسلم صیدکرمی» هستند که طبق گزارشهای منتشرشده، در زمینه آموزش معاملات و جذب سرمایه فعالیت داشتند.
همچنین از فردی با نام «شعیبیزاده» نام برده شده که با وعده استخراج و فارم بیتکوین اقدام به جذب سرمایه کرده بود.
گردش میلیاردی پول در یک شعبه بانکی
یکی از پرسشهای اصلی پرونده این است که حجم بالای سرمایه چگونه جابهجا شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، بخشی از گردش مالی این مجموعه از طریق شعبه سرو سعادتآباد بانک ملت با کد ۶۵۸۲۱ انجام شده است.
طبق این گزارشها، حسابهای افراد مرتبط با این مجموعه در این شعبه فعال بوده و گردش مالی قابل توجهی داشته است.
همچنین ادعاهایی درباره ارتباط برخی کارکنان شعبه با این مجموعه مطرح شده که افراد و نهادهای نامبرده حق پاسخگویی درباره این موارد را دارند.
توقف پرداختها و آغاز فروپاشی آمیتیس
هر طرح پانزی در نهایت با کاهش ورود سرمایه جدید با بحران مواجه میشود.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، در سال ۱۳۹۹ مدل پرداخت سود از روزانه یک درصد به پنج تا هفت درصد ماهانه تغییر کرد و پس از آن پرداختها متوقف شد.
پس از ایجاد بحران، توضیحاتی درباره داراییهای رمزارزی ارائه شد، اما برخی کارشناسان نسبت به صحت برخی مستندات ارائهشده درباره تراکنشها ابهامهایی مطرح کردند.
یکی از بخشهای قابل توجه پرونده، حمایت بخشی از سرمایهگذاران از اکبر داداشی پس از آشکار شدن مشکلات بود.
کارشناسان معتقدند در طرحهای پانزی، افرادی که در مراحل اولیه وارد شده و سود دریافت کردهاند، گاهی برای حفظ منافع خود از ادامه فعالیت مجموعه حمایت میکنند.
در این پرونده نیز گزارشهایی درباره تلاش برای جلوگیری از شکایت برخی سرمایهگذاران منتشر شد.
اکبر داداشی و تعدادی از نمایندگان این مجموعه در آذر ۱۳۹۹ بازداشت شدند.

در بخشی از روند قضایی، درباره عنوان اتهامی پرونده اختلاف نظرهایی مطرح شد و در مرحلهای درباره موضوع توکن لیام قرار منع تعقیب صادر شد.
با این حال، در پروندهای جداگانه که شماری از مالباختگان در مجتمع قضایی شهید قدوسی تهران مطرح کردند، فروش توکن لیام مصداق کلاهبرداری شناخته شد و این رأی در مرحله تجدیدنظر نیز تأیید شد.
بر اساس اعلام قوه قضاییه در آذر ۱۴۰۳، ۱۰ کیفرخواست جدید با بیش از ۶ هزار شاکی صادر شده است؛ در حالی که متهم اصلی همچنان متواری اعلام شده است.
پرونده آمیتیس در کنار پروندههایی مانند سکه ثامن، ورمی کمپوست، بادران، کریپتولند و یونیکفاینانس در زمره پروندههای بزرگ مالی قرار گرفته است.
این پروندهها نشان میدهند وعده سودهای غیرواقعی، تبلیغات گسترده و اعتمادسازی با استفاده از چهرههای شناختهشده، از مهمترین ابزارهای جذب سرمایه در طرحهای متقلبانه هستند.
نشانههایی که نباید نادیده گرفته شوند
پرونده لیام/آمیتیس مجموعهای از نشانههای هشداردهنده را در خود دارد:
وعده سود تضمینی و غیرعادی
ایجاد توکن بدون پشتوانه مشخص
ادعاهای مبهم درباره پشتوانه خارجی
بازاریابی شبکهای
استفاده از چهرههای مشهور برای جلب اعتماد
دعوت سرمایهگذاران به صبر و جلوگیری از شکایت
مشاهده همزمان این نشانهها میتواند زنگ خطر یک طرح مالی پرریسک یا متقلبانه باشد.
نظر شما در مورد این مطلب چیست؟ نظرات خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید. 👇

بدون نظر! اولین نفر باشید