با سوار شدن پادشاه به ماشین دودی ترس سفر یا این وسیله جدید میان مردم ریخت. تا قبل از این اغلب تهرانیها به ماشین دودی دشنام میدادند و آن را همردیف شیطان تصور میکردند و به رویش آب دهان پرتاب میکردند. اما بعد از کنار آمدن مردم با این پدیده جدید ماجراهای جالبی رقم خورد.
بعد از سفر ناصرالدین با ماشین دودی ماجرای کلی تغییر کرد و مردم مشتاق بودند به بهانه سیاحت و زیارت حتی شده یک بار هم سوار ماشین دودی شوند. اما این علاقه همه چیز را تغییر داد.
اما اتفاق تلخی به مرور زمان دامنگیر ماشین دودی شد و آن وندالیسم ناخواستهای بود که مردم برای سوار شدن به ماشین دودی تحمل میکردند.
این کارشناس حملونقل در ادامه اضافه میکند: «حضور و اجبار مردم برای سوار شدن به ماشین دودی باعث شد تا به مرور شیشهها شکسته شوند و جای آن حلبی بگذارند. رویه صندلیها و چوبهایش را کندند و آجر جایگزین آن کردند. ماشین دودی بعد از ۶۷ سال دوام آوردن سال ۱۳۳۲ از دایره خدمترسانی خارج شد.»
بدون نظر! اولین نفر باشید