به گزارش دیدگاه نیوز، اصلِ انتصاب و جابهجایی مدیران اجرایی، در ذات خود امری طبیعی و قانونی است؛ اما آنچه این انتصاب را به یک علامت سؤال بزرگ تبدیل میکند، نه شخص منصوبشده، بلکه زمان این تصمیم است.
مسجد سلیمان در شرایطی قرار دارد که کشور به انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا نزدیک میشود، فضای سیاسی ملتهب است و افکار عمومی نسبت به هرگونه تغییر مدیریتی حساس شده؛ حال در چنین مقطعی، تغییر فرماندار چه پیامی برای مردم دارد؟ آیا این تصمیم بر پایه ضرورتهای مدیریتی و خدمترسانی اتخاذ شده یا مهندسی انتخابات؟
سؤال جدیتر آنجاست که آیا سیاسیون شهرستان، نماینده مجلس و یا استاندار خوزستان در این عزل و نصب نقشی داشته اند؟ تجربه سالهای گذشته نشان داده هر زمان فرمانداریها در آستانه انتخابات دستخوش تغییر میشوند، خیلی زود ردپای دخالتهای سیاسی و انتخاباتی نمایان میشود؛ دخالتهایی که هدفشان نه اداره بهتر شهر، بلکه اثرگذاری بر روند انتخابات شوراها از کانال فرمانداری است.
فرمانداری، نهاد اجرایی و بیطرف انتخابات است؛ نه ستاد غیررسمی افراد و جریانهای سیاسی. اگر قرار باشد فرماندار با توصیه یا فشار سیاسی منصوب شود، چگونه میتوان انتظار داشت در انتخابات پیشرو بیطرف، شفاف و قانونمدار عمل کند؟؟
مردم مسجدسلیمان سالهاست هزینه تصمیمهای سیاسی و غیرکارشناسی را پرداخت میکنند؛ از عقبماندگی شهری گرفته تا پروژههای نیمهتمام و وعدههای بیسرانجام. حالا حق دارند بپرسند: این تغییر مدیریتی، دقیقاً کدام گره از مشکلات شهر را باز میکند؟
اگر این انتصاب صرفاً اداری و مبتنی بر شایستگی است، شفافیت بهترین پاسخ به افکار عمومی است. اما اگر پای مهندسی فضای انتخابات در میان باشد، باید هشدار داد که بازی با اعتماد مردم، تبعاتی دارد که به سادگی قابل جبران نیست.
مسجد سلیمان بیش از هر چیز به مدیر مستقل، پاسخگو و غیرسیاسی نیاز دارد؛ نه فرمانداری که سایه انتخابات و بدهیهای سیاسی، از همان روز اول روی میز کارش سنگینی کند.
بدون نظر! اولین نفر باشید