گفتوگو با حسین جمالی؛ روایت زندگی و شهادت شهید محسن جمالی، نخستین مدافع حرم کوهمره نودان

روایت زندگی و شهادت محسن جمالی از زبان برادرش
قطعا نگارش این وصال زیبا و سراسر معرفت و ایمان را در هیچ جای زندگی پر از هیاهوی دنیایی نمیتوان یافت.
در روزهای انتظار و صبوری، نام مردان بسیاری در ذهن خطور میکند که هر یک نمادی از شجاعت، ایثار و مردانگی را در خود پرورش دادند و امروز قلم، فکر و کلام باید با هم آمیخته شود تا روایت شهیدی از ایران در میدان دفاع از حریم اهل بیت(ع) به نگارش درآید.
قلم در دستانم سنگینی میکند، وقتی میخواهم از تو بنویسم، از روح بزرگت مدد میخواهم و اذن میگیرم تا یاریام کند. چگونه میتوان از تو نوشت، درحالیکه فرشتگان آسمان تو را میستایند و خداوند با قلم سرخ بر قلب تاریخ، نام زیبای تو را نگاشت.
ولی باید نوشت تا همگان بفهمند، جوانان غیرتمند ایرانی، از همه چیز گذشتند تا به حریم اهل بیت(ع) آسیبی وارد نشود و امروز با افتخار بگوییم «شهید مدافع حرمی دیگر آوردند…»
شهدای مدافع حرم، آن مردان مرد، آن شیرمردان عرصه نبرد، آن نیکوخصالان دستگیر مردم پردرد، آن عاشقان سینهچاک حسینی، چقدر نیکو دین خود را به سرور و سالار شهیدان ادا کردند. آری، تنها شهدای مدافع حرم بودند که با عمل به ذکرهای عاشورایی به ما فهماندند که این جملات و اذکار عملی خواهد شد و میتواند در حد یک جمله و شعار باقی نماند.
شهید محسن جمالی نیز از جمله شهدای مدافع حرم است که با عمل به آرمانها و اهداف بزرگ زندگی دنیایی خویش، توانست به تمامی تعلقات و زیباییهای آن پشت پا زند تا میثاقی ناگسستنی با ارباب خویش ببندد و با آویختن مدال پرافتخار شهادت، همه کسان خود را به قله سعادت ابدی برساند.
به همین بهانه به گفتوگو با حسین جمالی، برادر شهید مدافع حرم، شهید محسن جمالی پرداختیم. او که این روزهای خود را با مرور خاطرات شیرین برادر شهیدش سپری میکند.
شهید محسن جمالی نخستین شهید مدافع حرم کوهمره نودان شهرستان کازرون میباشد که مانند ستارهای در کوهمره نودان میدرخشد.
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر الناصر و معین.
برادر شهید محسن جمالی در مورد خاطرات برادر شهیدشان گفت: شهید محسن جمالی، متولد ۱۳۵۴، اهل شهرستان کازرون، کوهمره نودان، روستای موردک، زندگینامه برادرم بسیار شنیدنی و عرفانی است چرا که برادرم هیچ زمانی برای دنیاطلبی و دنیادوستی نگذاشته است و زندگی خود را همواره در جهت کمک به نیازمندان و مستمندان جامعه صرف نموده است. همچنین فرمودند یک شهید برای فدا شدن در راه میهن نیاز دارد که از تعلقات مادی دنیا به دور باشد؛ چیزی که شهید محسن جمالی آن را درک کرده بود.
از همان سنین نوجوانی، تنها چیزی که اصلاً برایش مهم نبود مال دنیا و زرق و برق دنیا بود. او در سن ۱۷ سالگی در دبی داخل یک مغازه لوازم یدکی قایق میفروخت. بعد از دو سال هم که به ایران آمد، همه کارهای فنی و رانندگی بولدوزر و… آشنایی کامل داشت و به من که برادرش بودم بسیار بسیار نزدیک بود و همه اسرار و رازهای دل خود را به من میگفت.
او زمینه شهادت را از بیست سال پیش داشت، چرا که بیست سال پیش که در یک شرکت راهسازی کار میکرد، یک روز که شرکت به خاطر بارش برف زیاد در دهبید فارس تعطیل میشود، او تنها در یک کانکس، به مدت چهل شبانهروز مشغول عبادت میشود.
شب چهلم، خواب حضرت خدیجه را درحالی که حضرت فاطمه(س) را بر دامنش بوده میبیند و به شهید جمالی میگوید شفاعت تو را دخترم فاطمه میکند. این خواب واقعاً در طول بقیه عمر پربرکت این شهید والامقام تأثیر بسزایی گذاشت. همیشه یار مظلوم و دشمن ظالمان بود.

روحیه معنوی و دلبستگی شهید محسن جمالی
شجاعت و دلیری شهید جمالی واقعاً مثالزدنی بود و ارادت خاصی به بیبی زینب(س) داشت. همیشه کارهایش برای رضای خدا بود و اصلاً هیچ چیز مانع از اهداف او نمیشد و در این زمینه کاری به حرف مردم نداشت.
او همیشه به این تعبیر قشنگ حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) که نسبت این دنیا به جهان آخرت همانند رحم مادر به این دنیاست، توجه داشت و میگفت آن جنینی که در رحم مادر است از آمدنش به این دنیا ناراحت و فکر میکند تمام هستی همان رحم مادر است؛ بعضی انسانها هم فکر میکنند همه چیز همین دنیاست و…
همیشه میگفت مال دنیا و زرق و برق دنیا انسان را از بعد عرفانی و معنویات جدا میکند و هرچقدر حریصتر باشیم این فاصله بیشتر و بیشتر میشود.
اعزام شهید محسن جمالی به سوریه
شهید محسن جمالی دو سال پیش، یعنی اواسط سال ۹۴، تصمیم به اعزام شدن به سوریه میگیرد و از طریق تیپ تکاور امام سجاد(ع)، بعد از گذراندن آموزشهای رزمی تاکتیکی لازم، به سوریه اعزام میشود.
دلاوریها و رشادتهای ایشان در آزادسازی شهرهای نبل و الزهرا واقعاً مثالزدنی بوده است و در عملیاتهای جنگ شهری شجاعت خاصی داشته. تقریباً ۸۰ روز بعد از حضور در جبهه جنگ علیه تکفیریهای داعش و جبهه النصره، به ایران برگشت.
زمانی که مرخصی بود مدام بیتاب رفتن میکرد و چون تیپ تکاور امام سجاد(ع) اعزام نداشت و او نیز بیتاب برای رفتن بود، با پیگیری و تلاش زیاد، اعزامهای بعدی از طریق قرارگاه امام حسین(ع)، لشکر ۱۹ فجر شیراز رفت.
در زمان رفتن به سوریه با وجود اینکه خیلی از رزمندگان بعد از ۴۵ روز برگشتند، ولی او سه ماه و حتی در اعزام آخر خود چهار ماه ماند.
آخرین خداحافظی با خانواده
جالب اینکه در اعزام آخر خود میدانست که شهید میشود، چرا که در اعزامهای قبلی خود میگفت من هنوز پاک نشدهام، برمیگردم؛ اما در اعزام آخر روز خداحافظی حال عجیبی داشت و مادر را در بغل گرفته و گریه میکرد که مادر حلالم کن و اگر انشاءالله شهید شدم بگو فرزندم فدایی بیبی زینب(س) شد.
او راه خود را شناخته بود و به عزیزانش نیز این راه را پیشنهاد میکرد. چرا که من که برادرش بودم و اینقدر به هم علاقمند بودیم، سه روز قبل از شهادتش به من زنگ زد و در حالی که بغضی سنگین در گلو داشت به من گفت که بهترین دوستم شهید شده و حتماً در تشییع این شهید عزیز شرکت کن.
وقتی از او زمان برگشتش را پرسیدم گریه کرد و گفت من برنمیگردم. گفتم داداش اگر نیایی من هم کارهای اعزامم را درست میکنم و میآیم؛ آخر من خودم هم نظامی هستم. در جواب من گفت راه خیلی خوبی است، اگر واقعاً لیاقتش را داری بیا.

روایت حسین جمالی از نحوه شهادت برادرش
حسین جمالی، برادر شهید محسن جمالی، با سوز و آهی سنگین ادامه داد:
نحوه شهادت شهید، از زبان همرزمان او به این نحو بوده که یکی از ادوات در تیررس دشمن بوده و جای خطرناکی بوده است. شهید محسن جمالی و دو نفر دیگر داوطلب میشوند که برای برگرداندن ادوات بروند و به مقصد میرسند.
بعد از ترمیم، در حال برگشت، با خمپاره موضع را میزنند و شهید محسن از ناحیه پهلو مورد اصابت ترکش خمپاره قرار میگیرد و به فیض شهادت میرسد و آن دو نفر دیگر مجروح میشوند و هماکنون در بیمارستان مشهد هستند.
یک روز که من سر کار بودم، ساعت ۱ بعدازظهر هشتم آبانماه خبر شهادت برادرم را شنیدم و واقعاً به حال برادرم غبطه میخورم که به آرزوی دیرینه خود رسید و به آن سعادتی که آرزوی هر انسان مؤمن است رسید.
واقعاً شهدا انتخاب شده هستند و چه عاقبتبخیری بالاتر از این که در راه الله و در راه دفاع از حریم اهل بیت، سر سفره اباعبدالله دعوت شوی.
آخرین اعزام و شهادت در دیرالزور
شهید محسن جمالی اولین اعزامش زمان آزادی نبل و الزهرا بود که با تیپ تکاور امام سجاد اعزام شده بود.
او سرانجام در چهارمین اعزام خود در ۴ آبان سال ۹۶، در استان دیرالزور، المیادین، شهر بوکمال، به فیض عظیم شهادت نایل آمد و به آرزوی دیرینه خود رسید.
همرزمان او تعریف میکردند که هر وقت یکی از همرزمان شهید میشدند، اشک بر گونههای شهید جمالی سرازیر میشد و پیشانی او را میبوسید.
و زیر لب میگفت: خوشا به حالت.
دو سال در سوریه علیه تکفیریهای داعش جنگید. برادرم فرمانده دسته مهندسی بود و از لحاظ شجاعت و دلیری مثالزدنی بود.

وصیت و نگاه شهید محسن جمالی
و خلاصه وصیت او این بود که ما رفتیم برای اینکه نگذاریم به حریم بیبی زینب(س) جسارتی بشه و جسارت به حرم یعنی تضعیف کردن همه شیعیان و این جان ناقابل را در راه آلالله دادن چیزی جز وظیفه نیست.
این را بدانید و یقین پیدا کنید که دنیا مرحله آزمایش است و برای رسیدن به سعادت ابدی هرگز از اهل بیت جدا نشوید و آنها را الگوی خود در زندگیتان قرار بدهید.
شعار ما مدافعان حرم «کلنا عباسک یا زینب» است و تا نابودی کامل اسرائیل پیش میرویم که این سخن حضرت آقا که فرمودند تا ۲۵ سال آینده اسرائیلی وجود نخواهد داشت انشاءالله تحقق پیدا کند و انشاءالله جز شیعیان راستین و فردای قیامت در حضور اباعبدالله و آقا امام زمان سربلند باشیم.
روایت برادر شهید از تحمل داغ محسن جمالی
وی علت تحمل این تنهایی و دلتنگی و دوری و فاصله فیزیکی را غم و سختیهای حضرت زینب(س) میداند و یادآور میشود: اکنون دوران عمل فرارسیده، بعد از یک عمر لبیک یا حسین و لبیک یا زینبهایمان و آرزوی حضور در کربلا، باید ثابت کرد که بیان این مطلب تنها در حد یک شعار نبوده و ما هم مانند شهدا مرد عمل هستیم.
یک عمر در زیارت عاشوراهایمان گفتیم «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم»، باید تا پای جانمان این دوستی و دشمنی را ثابت کنیم؛ باید مرد عمل باشیم.
شهدایمان گرچه رفتند اما حضور و سایه معنوی آنان بالای سرمان هست و دستگیری میکنند و یک مدال افتخاری بر گردن ما آویختند که بتوانیم سرمان را جلوی حضرت زهرا(س) بلند کنیم. چه بهتر از این سربلندی. تمام اینها تحمل این داغ بزرگ را آسانتر میکند.
قدردانی خانواده شهید از مردم و مسئولان
برادر شهید در آخر از همه خوبان و مهتران، مردمان خونگرم، نماینده مجلس جناب رضازاده و برادران سپاه پاسداران، امام جمعه شهرستان کازرون و قائمیه و تمامی مسئولان کوهمره نودان و روستای موردک شهرستان کازرون که در مراسم تشییع، تدفین و ترحیم برادر شهیدم شرکت نمودهاند، به هر زبان و هر لهجه میستاییم، محبتهای شما بزرگواران را.
چه آن کس که با گل خاطر سوگوارمان را تسلی بخشید و چه آن کس که به قدوم مبارک خود و چه آن عزیزی که به خط و جراید، گرد غم از چهره غمگین ما زدود.
یا با تلفن و ارسال پیام همدلی و همآوایی نموده و ما را مورد تفقد قرار داده و موجبات تسلی و تشفی آلام جانکاهمان گردیدهاند، صمیمانه و بیحد و عد، سپاسگزاریم و خاضعانهترین سپاسها و نیکوترین دعاهای خود را نثارتان میکنیم.
محسن جمالی در قاب تاریخ شفاهی کوهمره نودان
روایت خانواده شهدا بخشی از تاریخ شفاهی هر منطقه محسوب میشود. در مورد محسن جمالی نیز گفتوگوی حسین جمالی تصویری از زندگی یک جوان اهل روستای موردک، فعالیتهای کاری و فنی، علاقههای معنوی، حضور در سوریه و در نهایت شهادت او ارائه میکند.
ثبت چنین روایتهایی، علاوه بر حفظ خاطرات خانواده، امکان آشنایی نسلهای بعدی با بخشهایی از تاریخ اجتماعی و انسانی منطقه کوهمره نودان و شهرستان کازرون را فراهم میکند.
مطالب مرتبط در دیدگاه نیوز
- پیشنهاداتی به مجریان دومین کنگره بزرگ شهدای فارس
- اختتامیه سوگواره عبرات با محوریت شهدای مدافع حرم
- آیین وداع با شهدای خانطومان
- گزارشی درباره کنگره و گرامیداشت شهدای فارس
نظر شما در مورد این مطلب چیست؟ نظرات خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید. 👇
سردبیر دیدگاه نیوز، بیش از 16 سال است که در زمینه های تخصصی طراحی، توسعه، بهینه سازی و سئوسازی وب فعالیت می کند. وی از سال ۱۳۸۷ فعالیت خبری خود را در حوزه اخبار تکنولوژی آغاز کرده و از سال ۱۳۹۳ در حوزه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی شروع به فعالیت مستمر خبری کرده است. وی عضو هیئت مدیره شرکت رایسام نیز می باشد.
دیدگاهتان را بنویسید