بختیار، خوس خوسه بدبخت کِرد

«بختیار، خوس خوسه بدبخت کِرد»؛ جملهای کوتاه به گویش بختیاری که در یک روایت محلی، فرجام سیاسی شاپور بختیار را با زبانی ساده و عامیانه توصیف میکند. اما پشت این جمله کوتاه، یکی از پیچیدهترین مقاطع تاریخ سیاسی معاصر ایران قرار دارد؛ روزهایی که حکومت پهلوی در آخرین ماههای خود تلاش میکرد بحران سیاسی کشور را مدیریت کند و شاپور بختیار به عنوان آخرین نخستوزیر حکومت محمدرضا شاه وارد صحنه شد.
به گزارش دیدگاه نیوز، شاپور بختیار در دیماه ۱۳۵۷ مأمور تشکیل دولت شد و کابینه خود را در همان ماه معرفی کرد. مجلس شورای ملی نیز در ۲۷ دی ۱۳۵۷ به دولت او رأی اعتماد داد. بختیار در شرایطی مسئولیت نخستوزیری را پذیرفت که اعتراضات، اعتصابات و بحران سیاسی سراسر کشور را فرا گرفته بود.
شاپور بختیار چگونه به نخستوزیری رسید؟
بختیار از چهرههای جبهه ملی ایران و از مخالفان حکومت پهلوی بود. همین سابقه باعث شده بود پذیرش نخستوزیری از سوی او در فضای سیاسی آن زمان با واکنشهای متفاوتی روبهرو شود.
او پس از سقوط دولت نظامی غلامرضا ازهاری، مأمور تشکیل دولت شد و در ۱۶ دی ۱۳۵۷ کابینه خود را معرفی کرد. در همین دوره محمدرضا شاه نیز ایران را ترک کرد و بختیار عملاً مسئول اداره دولتی شد که در یکی از بحرانیترین مقاطع تاریخ معاصر ایران قرار داشت.
دولت بختیار در برابر انقلاب ۱۳۵۷
بختیار تلاش داشت با ارائه برنامه سیاسی خود، دولتش را به عنوان راهکاری برای عبور از بحران معرفی کند. در جلسه مجلس شورای ملی نیز از مشکلات کشور، اعتصابات و نارضایتیهای گسترده سخن گفت و برنامه دولت خود را تشریح کرد. مجلس در ۲۷ دی ۱۳۵۷ با ۱۴۸ رأی از ۲۰۵ نماینده حاضر به دولت او رأی اعتماد داد.
با این حال، تحولات سیاسی با سرعت زیادی پیش میرفت. ورود روحالله خمینی به ایران در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ و تشکیل دولت موقت، موقعیت دولت بختیار را بیش از پیش تضعیف کرد. مذاکراتی نیز برای کنارهگیری او انجام شد، اما بختیار تا روزهای پایانی همچنان در مقام نخستوزیری باقی ماند.
۲۲ بهمن؛ پایان دولت بختیار
در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، با گسترش درگیریها و اعلام بیطرفی ارتش، ساختار حکومت پهلوی فروپاشید و دولت بختیار نیز پایان یافت. منابع تاریخی درباره جزئیات ساعات پایانی دولت بختیار و روند استعفای او روایتهای مختلفی ارائه کردهاند؛ از جمله درباره اینکه استعفای مکتوب او دقیقاً در چه شرایطی و چه زمانی ارائه شده است.
به این ترتیب، دولتی که قرار بود در واپسین روزهای حکومت پهلوی کشور را اداره کند، تنها مدت کوتاهی دوام آورد. بختیار پس از مدتی زندگی مخفیانه در ایران، در سال ۱۳۵۸ به فرانسه رفت و فعالیت سیاسی خود را در خارج از کشور ادامه داد.
«خوس خوسه بدبخت کِرد» یعنی چه؟
عبارت «خوس خوسه بدبخت کِرد» در گویش بختیاری به معنای «خودش، خودش را بدبخت کرد» بیان شده است. البته این جمله را نباید یک گزاره تاریخی مستند یا اجماع درباره عملکرد بختیار دانست. این عبارت در اصل یک تعبیر عامیانه و روایی است که نویسنده مقاله قدیمی دیدگاه نیوز از آن برای بیان برداشت خود درباره سرنوشت سیاسی بختیار استفاده کرده است.
آیا بختیار خودش را به این موقعیت رساند؟
پاسخ به این پرسش به زاویه نگاه تاریخی و سیاسی بستگی دارد. از یک سو، بختیار سیاستمداری مخالف شاه بود که در یکی از بحرانیترین مقاطع کشور، مسئولیت نخستوزیری را پذیرفت؛ از سوی دیگر، پذیرش این مسئولیت موجب شد او در برابر جریان انقلابی قرار گیرد و بخش مهمی از نیروهای سیاسی مخالف سلطنت نیز از او فاصله بگیرند.
بنابراین، تعبیر «بختیار، خوس خوسه بدبخت کِرد» را میتوان به عنوان یک برداشت عامیانه از یک انتخاب سیاسی تاریخی در نظر گرفت، اما تبدیل آن به یک نتیجه قطعی درباره علت سقوط دولت بختیار نیازمند نادیده گرفتن مجموعهای از عوامل سیاسی، اجتماعی و تاریخی آن دوره خواهد بود.
سرنوشت بختیار پس از خروج از ایران
پس از سقوط دولت بختیار، او مدتی در ایران به صورت مخفیانه زندگی کرد و سپس به فرانسه رفت. بختیار در خارج از ایران نیز فعالیت سیاسی خود را ادامه داد و از مخالفان جمهوری اسلامی شد. شاپور بختیار در ۱۵ مرداد ۱۳۷۰ در پاریس کشته شد. زندگی سیاسی او به همین دلیل محدود به ۳۷ روز نخستوزیری نیست و بخش مهمی از سالهای پس از انقلاب نیز به فعالیت سیاسی او در خارج از ایران مربوط میشود.
چرا این جمله هنوز مورد توجه است؟
عبارتهای کوتاه عامیانه گاهی بخشی از حافظه شفاهی یک جامعه را حفظ میکنند. «بختیار، خوس خوسه بدبخت کِرد» نیز فارغ از اینکه درباره آن قضاوت تاریخی داشته باشیم، نمونهای از پیوند میان حافظه سیاسی و فرهنگ شفاهی مردم بختیاری است. این جمله، یک رویداد پیچیده سیاسی را در چند واژه خلاصه میکند؛ روایتی که در آن انتخاب یک سیاستمدار، شرایط تاریخی، سقوط یک حکومت و سرنوشت شخصی یک چهره سیاسی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
جمعبندی
شاپور بختیار آخرین نخستوزیر حکومت محمدرضا شاه بود و دولت او در فاصله دی تا بهمن ۱۳۵۷ در یکی از بحرانیترین دورههای تاریخ معاصر ایران فعالیت کرد. دولت بختیار پس از تحولات ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ سقوط کرد و او سالهای بعد را در خارج از ایران گذراند.
«بختیار، خوس خوسه بدبخت کِرد» بیش از آنکه یک حکم تاریخی باشد، یک تعبیر روایی به گویش بختیاری است؛ جملهای که تلاش میکند سرنوشت سیاسی بختیار را از زاویهای مردمی و کوتاه روایت کند.
نظر شما در مورد این مطلب چیست؟ نظرات خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید. 👇
سردبیر دیدگاه نیوز، بیش از 16 سال است که در زمینه های تخصصی طراحی، توسعه، بهینه سازی و سئوسازی وب فعالیت می کند. وی از سال ۱۳۸۷ فعالیت خبری خود را در حوزه اخبار تکنولوژی آغاز کرده و از سال ۱۳۹۳ در حوزه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی شروع به فعالیت مستمر خبری کرده است. وی عضو هیئت مدیره شرکت رایسام نیز می باشد.
سلام نه تنها بختیار بلکه هر بختیاری تبار نازنین که خود حقیر نیز ممکن است رگ و ریشه ای از این قوم بزرگ ، تاریخ ساز وغیور داشته باشم در عین دارا بودن اصالت قومی و فرهنگی منحصربفرد خاص خود اما خیلی خیلی ساده دل و ساده زیست هستیم چراکه هر زمانی صحبت از جنگ بود و کشور نیاز به قشون جنگی داشت برو بچه های بختیاری جزو لاینفک خط اول جنگ در مقابل لشکر اجانب ، صف آرایی می کردند. به جز کریم خان زند که الحق نمونه بارز یک لر تبار وطن پرست بود و به پادشاهی رسید دیگر کجا شنیده اید که یک بختیاری و یا یک لر زبان دیگر به این درجه از حکومت داری رسیده باشد . والسلام